آگوست 14, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

نوبت شما به نقل از وبلاگ “خاکیان افلاکی” نوشت: فقط اشک بریز و بگو خدایا همه چیز من و از من بگیر ولی خودت رو از من نگیر

11

یک وقت اگر خدا ازت یه چیزی رو گرفت ناراحت نشی ها

خودش داده خودش هم می گیره

فقط اشک بریز بگو

خدایا همه چیز من و از من بگیر

ولی خودت رو از من نگیر

الهی میدانم نگفته میدانی پس فقط دستهای 

تهی از بندگیم را به سویت دراز میکنم دستانم را بگیر

که جز تو نه معبودی دارم نه عشقی و نه پناهی 


میخواهم در اغوشت ارام بگیرم و 

نفسهایم را پر کنم از عشق تو 


خدایا مرا بپذیر


خدایا میدانم نه بندگیم شایسته تو بوده است نه عبادتم نه اطاعتم ولی خوب میدانم٬


تو سریع الرضایی خوب میدانم تو سامع الدعایی


خدایا میدانم ذره ای از کرمت تمام عالم را بس است و 

میدانم ذره ای از عذابت همه چیز را بر هم میکوبد 


خوب میدانم لایق عشقت نیستم ولی میخواهم با همین

دستان خالی از تو رهایی را طلب کنم ٬


رهایی از عذاب آخرت 


توشه ام خالیست خالی تر از دستم 


اما میدانم دستهای خالی پشیمان هم آبرویی دارند پیش تو 


سرم را به سوی اسمان بلند میکنم و دستانم را به سوی تو دراز میکنم ٬ 


دانه های باران را روی


صورتم احساس میکنم بارانی که با چشم دیده نمیشود 


بارانی که فقط بر روح خسته ام میبارد . باران عشق الهی 


میدانم همیشه در کنارمی ولی آسمان مرا بیشتر به تو نزدیک میکند 


دوباره حس زیبایی به نام آرامش را به من بخشیدی.


میدانم که این فقط لطف تو بود که مرا لایق این ارامش دانستی نه لیاقت من 


خدایا میخواهم با تمام وجودم فریاد بزنم 


خدای مهربونم برای این همه لطف از تو سپاسگزارم

گفت:همیشه آغاز راه دشواره


عقاب تو پرکشیدن گاهی پر میزنه،اما تو اوج حتی ازبال زدن هم بی نیازه

گفتم:دشواره،ولی اگه از این دشواری گذشت


خوشحال ازگذشتن ومطمئن از رسیدن،

وسطای راه بالش تیرخورد،شکست و افتاد،اون وقت چی؟

گفت:اگه شوق پرواز باشه،بال تیر خورده قابل ترمیم میشه


میشه بعدِ دردها و زخمها،دوباره اوج گرفت.فقط اگه نگاهت به آسمون باشه

گفتم:زخمها و دردها،نیاز به تیمار داره.هم زمینی،هم آسمونی

گفت:آره،نیاز داره!ولی تیمار زمینی روهم باید سپرد به تیمار آسمونی

یا طبیب من لا طبیب له!

گفتم:یا طبیب من لا طبیب له

انتهای پیام