آگوست 16, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

قصه عشق

نوبت شما به نقل از وبلاگ “پایگاه شهدای سمنان” نوشت:

قصه عشق را باید با غروب بود تا دانست و با هوای ابری پاییزان و با مرغی که به ناچار پشت میله های بی احساس قفس نغمه سرایی می کند. ماجرای غم انگیزم را در محفل شمع و پروانه بایستی شنید و با لبخندهایی پیوند خورده با اشک و در آه سوزان شنهای داغ دیده …  pjfik4hfv5ucz84aroe0

 

باز دلم هوای شلمچه کرده است …

1_shalamche

سلام بر تو ای شلمچه

کم کم که به روزهای اخر سال نزدیک میشیم حس و حال عجیبی به دلم رخ میده …

بی درنگ دلم به یادت می افته …

به یاد حماسه افرینی مردانت در غربت خاکی کربلایی می افته …

به یاد غروب های با صفایی که دل در طلوع دوباره ان جان دوباره خواهد بخشید …

به یاد آنها که به اشتیاق رسیدن به مقصد عشق و سر منزل مقصود بهانه را در تو دیدند …

به یاد شبهایی که مردانت در نماز شبهایشان از عمق جان با معبود خود عشق بازی می کردند…

به یاد سنگرهایی که نمی دانند با زبان بی زبانی بگویند بر سربازان خمینی (ره) چه گذشت … به یاد آن مردان عاشورایی که با ذکر یا حسین (علیه السلام) خود دشمن بعثی را انچنان در سرزمینت به خاک و خون کشیدند …

به یاد سردارانت که می افتم بغض دلم را می شکند و مجال سخن را از زبانم می رباید …

ای شلمچه هرگز از یادمان نمی رود سردارانت بار دگر به ندای هل من ناصر ینصرنی مولایشان گوش فرا دادند و نگذاشتند کیش و آیین طاغوتی جایش را به اسلام نورانی دهد و با جان از دین برحقشان دفاع کردند و اجازه ندادند وجبی از خاک مقدس میهنشان که جای خون لاله های بسیاری در آن نقش بسته بود به دست آنهایی بیفتد که هزاران سال پیش خون بر دل فرزندان مولایمان امیرالمومنین علی (علیه السلام) کردند …

یادشان بخیر …

ای شلمچه امسال نیز همراه با کاروان راهیان سرزمینت با دلهایی پر از یادگاری از همرزمانت دوباره خواهم آمد .

منتظرم باش .

shalamche-7_1