شماها رفتید بجنگید که چه بشود؟

نوبت شما به نقل از وبلاگ “یا ابا صالح” نوشت: دختری با مانتوی کوتاه و تنگ و آستینهای بالا زده شده با قر و غمیش راه برود همه میگویند چه باکلاس! اما دختری چادری که بخواهد از کنارشان رد شود میگویند : صلواااااات : اللهم صل علی محمد و آل محمد…

راه تنها به سوی آسمان باز است ...

حاجی آنطور درخودت رفته ای دلم غصه اش میشود …سرت را بالا بگیر…
به چه می اندیشی؟
از چه دلگیری؟ …
راستی حاجی ! قبلا ها یه عده ای میگفتند شماها رفتید بجنگید که چه بشود؟ خودتان خواستید ،خودتان هم شهید شدید!
آن وقتها جبهه میگرفتم و جوابشان را میدادم.
حالا خودمانیم حاجی، بینی و بین الله رفتی که چه بشود؟
رفتی که آزادی داشته باشیم؟
رفتی که عده ای مانتوهایشان روز به روز تنگ تر و روسری هایشان روز به روز کوچکتر شود؟
رفتی که ماه محرمی هم پارتی بگیرند و جشن های آنچنانی؟
رفتی که عده ای دختر و پسر به هم که میرسند دست بدهند و اگر ندهند به هم بگویند عقب مانده ؟
حاجی جان ؛ جای پلاکت را این روزها زنجیرهای قطور گرفته !
جای شلوار خاکی ات را شلوارهای پاره پوره و چاک چاک گرفته (که به زور پایشان نگهش میدارند)!
جای پیراهن ساده ی “مردانه ات” را تی شرت های مارک دار گرفته!
پسرانمان زیر ابرو بر میدارند ! دخترمان ابرو تیغ میزنند !
اوضاعی شده دیدنی … پارکها ، سینماها ، پاساژها شده اند سالن مد ! و البته دوست یابی!
حاجی تو رفتی که خودت را پیدا کنی و خدایت را
اینها مانده اند و دارند خودشان را گم میکنند !
حاجی ؛ گلوله سر و صورتت را برد ، اینجا خودشان بر سر و صورت و دست و بازویشان زخم و نقش می اندازند که زیبا شوند…!
اینجا به کسی بگویی : خواهرم … هنوز بقیه حرف را نگفته شاکی میشود که چرا شما بسیجی ها نمیگذارید راحت باشیم؟ما آزادی میخواهیم …چرا شماها نمیفهمید؟
اینجا اگر ماه رمضان به بعضیها گفتی ماه رمضان است،حرمت نگه دارید.تو را میکشند…به همین سادگی!
اگر گفتی آقا مزاحم ناموس مردم نشو ،تو را میکشند و کمترینش اینست که چشمت را کور کنند…به همین سادگی!
داغ بر دلم مانده …
و من مات و مبهوت از این همه شجاعت که تو لا اقل از ما انتظارش را داری و نداریمش !
اینجا پسری با تیپ آنچنانی هر چقدر هم که بی احترامی کند به غیر و سر وصدا کند ،همه میخندند و میگویند چه بانمک !
اما پسری مذهبی که با صدای بلند صلوات بفرستد بعد از نماز جماعت : بعضیها میگویند: زهرمار ! داد نزن سرمون رفت !
دختری با مانتوی کوتاه و تنگ و آستینهای بالا زده شده با قر و غمیش راه برود همه میگویند چه باکلاس!
اما دختری چادری که بخواهد از کنارشان رد شود میگویند : صلواااااات : اللهم صل علی محمد و آل محمد…
اینجا به خیلی چیزهایی که اعتقاد تو بود میخندند ! به ریش میخندند …به چادر میخندند … به لباس پیغمبر میخندند …
راستی فرمانده … این کتاب صورت هم عالمی دارد ! “فیس بوک” را میگویم
شرف و ناموس و اعتقاد بعضی پر ! عکسهایی در این فیس بوک از خود و خانوادشان میگذارند که آدم شرمش میشود نگاه کند
شما میگفتی “یاعلی” و زندگی میساختی!
اینها عکس میگذارند …خاطر خواه میشوند … زندگی شروع میشود آن هم با یک “لایک” … فردا هم طلاق!عجب پروسه ای!
این هم به نام آزادی…
ما میگوییم بندگی کن و خوب زندگی کن … آنها میگویند زندگی کن ،آزاد باش …
خلاصه حاجی
جای ارزشها عوض شده …دعایمان کن…
رنگ ها عوض شده …حاجی دریاب …
یا صاحب الزمان!دلت خون است آقا …خدا صبرت بدهد…

انتهای پیام

درباره

کلیک کنید

بیت کوین در آینده و ارزهای دیجیتال و رمزنگاری شده

محققان دانشگاهی در دانشگاه تگزاس حداقل نیمی از افزایش بیت کوین را به قیمت پائین ...

3 نظر

  1. سلام
    با این که بنده از طریق ارسال مطلب واستون مطلب ارسال میکنم
    ولی شما اونو نشر نمی دید
    دلیلی خاصی داره؟؟

پاسخ دادن به پايگاه سايبري كلاله لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *