آگوست 17, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

کی شود حُر شوم و توبه ی مردانه کنم

نوبت شما به نقل از وبلاگ “باب الحسین”  نوشت:

?????????????????????????

می دانید چیست ایها العزیز

قربانش بروم جد غریبتان برای هر دردی دارویی گرانبها به یادگار نهاده

کافی ست آدم دل به شفا خانه ی کربلا و عاشورا روانه کند و خوب بگردد

بی شک نسخه ی درد را خواهد یافت

اما انگار نسخه ی “حُر بن یزید ریاحی” را برای خیلی ها پیچیده اند

این روزها ذهن مشوشم زیاد معطوف جنابش می شود

راستش هر چه فکر می کنم می بینم تا دستم در دستتان نباشد ، توبه فایده نمی کند

می بینم تا دل به دلتان ندهم ، هزار شب قدر و هزار العفو هم چاره ساز این دل غبار گرفته نمی شود

اما مرور ماجرای حُر ، انگار خون تازه ای به رگ های امیدم تزریق می کند

بی شباهت نیستیم !

او شده بود “راه بند” کاروان حسین علیه السلام … شده بود “مانع” …

و من “هم” ، اینک شده ام مانع آمدنتان … مانع ظهورتان … مانع …

حرف دلم اما چیز دیگری ست فدای قد و بالای حیدری تان

می دانید

حُر ، آن روز فقط سکوت کرد و به حرمت مادرتان با نفرین بر حق ِحسین علیه السلام مقابله به مثل نکرد

خب اصلا نمی شد … یعنی جرأتش را نداشت …

همین !

و به همین سکوتش ، دستش را گرفتند و توبه اش پذیرفتند و

به مقام “فدایی حضرت ارباب” نایلش کردند

و شد حُر بن یزید ریاحی … آزاد مرد کربلا …

خب شما هم که پسر فاطمه اید حضرت صاحبم !

تازه می خواهم حتی بهتر و بالاتر از عمل حُر را برایتان بگویم

:

آقای همیشه مهربانم !

اگر بگویم که با همه ی روسیاهی و آلودگی و بی معرفتی ، “بی اختیار” و بی شمار ، مادرتان را دوست دارم ،

توبه ام می پذیرید ؟ ؟ ؟

آرزو که عیب نیست

اگر بگویم که با تمام بی لیاقتی ، آرزو دارم که روزی برای مادرتان پرپر بزنم چه ؟

آنوقت من را فدای یک تار موی تان می کنید ؟ ؟ ؟