ژوئن 26, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

طنز؛خوب مى‌دونم جونت واسم در میاد!

نوبت شما به نقل از وبلاگ (ندای معشوق):به هر حال زن‌ذلیلی در طول تاریخ بشریت، جزء جداناپذیر تکامل انسان از نوع مرد ایرانی بوده و هست؛ حالا چه با نامه و چه بی‌نامه!
كودكان
به هر حال زن‌ذلیلی در طول تاریخ بشریت، جزء جداناپذیر تکامل انسان از نوع مرد ایرانی بوده و هست؛ حالا چه با نامه و چه بی‌نامه! استاد ابولفضل زروئی نصرآباد هم این نکته را دریافته و شرح داده است.
استاد ابوالفضل زورویی نصرآباد

چه حاجتى به قاصد و پست و پیک؟
عیال نازنین، سلام علیکبا خط و نامه هم اگه بتونم
به خدمتت سلام مى رسونمرفتى و دوریتو بهونه کردم
سلام گرم و عاشقونه کردم

دلت که سرد و خسته بود و غم داشت
سلام گرم و عاشقونه کم داشت

هم آشیون من تو این لونه اى
کفتر جَلد بوم این خونه اى

پرهاتو چیدم که یه وَخ با پرت
پر نکشى پیش پدر مادرت

تو بى خبر رفتى و پر خریدى
تا چشم به هم زدم، یهو پریدى

پرزدى و توخونه کاشتى منو
دلت اومد تنها گذاشتى منو؟

با اینکه تو همین دهات و شهرى
با من دو ماه آزگاره قهرى

نیومد از تو نامه اى، کلامى
نه تو پیام گیرمون، پیامى

بهم ندادى از موارد ذیل
نه آى دى و نه پى ام و نه اى میل

هیچ نمى گى شوهرم الان کجاست؟
تاج سرم، سرورم الان کجاست؟

هیچ نمى گى موهاشو کى مى جوره؟
هیچ نمى گى رخت هاشو کى مى شوره؟

هیچ نمى گى خورد و خوراکش چیه؟
وصله رخت چاک چاکش چیه؟

دورى تو، پاک خل و دیوونم کرد
بیا و پر بزن به خونه برگرد…

***
بخون ولى جواب نامه فورى

عیال نازنین من چطورى؟

تنگه دلم براى قیل و قالت

عزیز من، چطوره اصل حالت؟

اون شیر قبلنا، شغالتم نیست

من بمیرم، عین خیالتم نیست

حالا که هیچ، وقتى دوستم داشتى که

محل سگ بهم نمى ذاشتى که

همش مى گفتى: «اومدم اسیرى»

هى متلک، همش بهونه گیرى

جز ویدئو که خونه ی ننه م بود،

خدا وکیلى تو خونه ت چى کم بود؟

تلخى زندگیت که مثل قند شد

یواش یواش زیر سرت بلند شد

آبى که شد اون دو تا چشم سیات

شدم اسیر چشم و هم چشمیات

با نق نق و غرغر و قهر و آشتى

خونه و زندگى برام نذاشتى

همه ش بکن نکن، همه ش تغیّر

همه ش بدى، همه ش ستم، همه ش غر

با گریه روزمو به شب رسوندى

تا اینکه جونمو به لب رسوندى

گفتى: «مى رم» اما گرفتم تو رو

اونقده غر زدى که گفتم: «برو…»

•••

عزیز من رفته و برنگشته

ببین عزیز، گذشته ها گذشته

بیا، گذشته گفت وگو نداره

که خونه بى تو رنگ و بو نداره

بیا دوباره چاى تازه دم کن

بساط قیمه و پلو عَلَم کن

بپَز از اون کلوچه نوبرت

براى قند و عسلت، شوهرت

زنى که خوب و پاکه، شوهر مى خواد

خوب مى دونم جونت واسم در میاد

تا نگى عشقو دست کم گرفتم

ویدئومون رو از ننه م گرفتم!