دسامبر 9, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

همان بهتر که بمیریم…

نوبت شما به نقل از وبلاگ “پسر بسیجی” نوشت:

خیلی ساده و راحت بگویم، دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده! اگر هم حرفی برای گفتن بود، جراتی باقی نمانده تا گفتنی ها را بگوییم.

32478

خیلی ساده و راحت بگویم، دیگر حرفی برای گفتن باقی نمانده! اگر هم حرفی برای گفتن بود، جراتی باقی نمانده تا گفتنی ها را بگوییم. اصلا من جوجه بسیجی شهرستانی مگر می توانم به دست پخت آقایانی که یا ستون انقلاب هستند یا سردارش ایراد بگیرم.مگر نه اینکه امثال ستون انقلاب عمر و زندگیشان را به پای انقلاب گذاشتند. مگر نه اینکه آقایان از زن و فرزند و شیرینی حضور در کنار خانواده گذشتند تا ما حق زنده ماندن و تماشای شاهکارهایشان را داشته باشیم. حالا اگر حتی به نام سازندگی برای ما دستاوردی جز ابتذال و فساد به ارمغان نیاورده باشند یا حتی اگر انقلاب و نظام را تهدید به آتش کشیدن کرده باشند ما که نباید قدرنشناس باشیم و علیه آقایان حرف بزنیم. آن زمانی که در اوج دفاع مقدس آقایان برای اثبات خط امامی بودن و داشتن سند این ادعا برای این روزها در کنار امام عکس یادگاری می گرفتند و زیر لحاف از حریم خانواده شان دفاع میکردند، پدر من هنوز سبیل هم نداشت. حتی اگر پدرم یک پایش را هم در جبهه‌ها از دست داده باشد من حق ایراد گرفتن به وضعیت فعلی را ندارم. حتی به قوه ی قضائیه و آیت الله هم نمی‌شود ایراد گرفت. ایراد بگیریم که چه؟ بگوییم که چرا با قاتلین بسیجی هایی که دستور خداوند را اجرا می‌کنند برخورد نمی شود؟ یا بگوییم چرا با کسانی که امنیت روانی و اخلاقی جامعه را مورد تاراج قرار داده اند برخورد نمی کنید؟ چه بگوییم؟

بگذریم…

واقعیت این است که امروز نه امیدی به دستمال کثیف است نه نیروی انتظامی! نه صدا و سیما و نه متولیان فرهنگ کشور. امروز تنها راه باقی مانده در پیش روی ما طلب مرگ از خداوند است. چطور ممکن است در شهری که هزاران شهید تقدیم اسلام کرده و هزاران بسیجی مدعی پیروی از راه شهدا دارد، عده ای بی‌ناموس بی‌شرف کثیف بی‌دین دور هم جمع شوند و حیای جامعه و چادر مادر غریبم را با کارهای مبتذلشان به باد تمسخر بگیرند. امیدمان به چه کسی یا چه ارگانی است؟ نیروی انتظامی؟ گشت ارشاد که جزء آبرو بری کاری بلد نیست؟ یا قوه ی قضائیه ؟ یا…؟ احیای فرهنگی این جامعه و بازگشت به آرمانهای انقلاب نیاز به خون دارد. وچه کسی بهتر از بسیجیان سید علی که خون وجانشان را همانند 8 سال دفاع مقدس تقدیم اسلام عزیز کنند. همه می دانند که بسیجیان سید علی امتحان پس داده‌اند و چه ابلهانه است امتحان دوباره‌ی فدائیان اسلام. کسانی که با به جنگ اسلام رفتن در آستانه‌ی ماه مبارک رمضان هل من مبارز می طلبند از شهردار گرفته تا رئیس فلان قوه بدانند هیچ قدرتی را یارای ایستادگی در مقابل سربازان فدایی اسلام و ولایت نیست. امروز شاهد تن فروشی سگ صفتانی هستیم که با نمادهای کریه سیاسیشان به تبعیت از فرهنگ شیطانی غرب، دختر و پسر آمیخته در هم، همانند حیوانات بلکه حضیضتر از آنان در مکانی که به همت شهردار محترم و متولیان فرهنگی مان ساخته شده اند حجاب حضرت فاطمه(چادر) را تمسخر میکنند. هرچند ما در 8 ماه دفاع در مقابل فتنه گران بارها در مقابل این اراذل پست فطرت قرار گرفتیم و بجای مردانگی و مقاومت از آنان چیزی جز سگ مستی، خناسی و فرار ندیدیم.

حال سوال این جاست زمانی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی با برنامه های به اصطلاح طنز مثل دزد و پلیس به راحتی و در برابر چشم میلیونها بیننده ترویج اباحی گری به سبک ایرانی می کند می توان انتظار بهتر از این را از جوانانی داشت که منتظر فرصت برای عرض اندام خود در برابر چشم بیگانه و نامحرم می باشند؟ آیا اتفاقی که در بالا ذکر شد چیزی غیر از مصداق اباحی گری بود؟ آیا طرح امنیت اجتماعی و مبارزه با بد حجابی چقدر بدرد خور بوده است؟ آیا اتومبیلهای ون گشت ارشاد تنها میزبان دختران و پسران عبوری خیابان است یا می تواند پذیرای دختران و پسران بازیگر سینمای ایران هم باشد؟ آیا زمانیکه بازیگران سینمای ایران با آن شمایل زننده در یک برنامه دست چندم ضد انقلاب ظاهر می شوند می توان از سایر جوانان جامعه انتظار داشت که با پوششی مناسب در عرصه عمومی حاضر شوند و دست به کارهای کذایی نزنند؟ آیا جامعه اسلامی که طبق اصول می بایست مکانی پاک برای حضور انسانی زنان و مردان باشد به عرصه ای برای خودنمایی دختران و پسران با اعمال زننده و قبیح تبدیل شده است؟

انتهای متن/