نوامبر 28, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

سخنی با مسئولان بنیاد شهید و ایثارگران

نوبت شما به نقل از وبلاگ حامیان ولایت سید علی نوشت: از شما بزرگواران محترم عاجزانه میخواهم این مقاله من را بخوانید و بعد منتشر کنید تا مردم قضاوت کنند چرا که فقط خدا شاهد است چقدر در حق من ظلم شده است ..

20101010191247734

از شما بزرگواران محترم عاجزانه میخواهم این مقاله من را بخوانید و بعد منتشر کنید تا مردم قضاوت کنند چرا که فقط خدا شاهد است چقدر در حق من ظلم شده است  من جانباز از کار افتاده بسیجی و مورد ظلم واقع شده ام به این دلیل که چرا دیر به بنیاد مراجعه کردم الان از کار افتاده کامل هستم و چون نمی توانم کار کنم ده سال است از زن و بچه ام جدا هستم به این جرم که اعتقاد داشتم فعلا زمان جنگ است و من هم چون احتیاج ندارم به بنیاد نمی روم تا حقوقی به من بدهند و بیست سال بعد که به بنیاد مراجعه کردم الان بیست و پنج درصد جانبازی دارم ولی مثل یک سگ یک مستمری بخور و نمیر جلو آدم می اندازند خدا لعنت کند کسانی که نه تعهدی دارند نه تخصصی و نه دلسوزی دارند اگر نماز و روزه میگیرید احقاق حق کنید تا نامه را همه مردم و مسئولین بخوانند فقط خدا شاهد است وقت نیست بلاهایی که سرم آوردند را برایتان بنویسم چرا باید ده سال از زن و بچه ام دور باشم چون دیر به بنیاد برای مجروحیتم مراجعه کردم باید تا آخر عمر آواره باشم ؟

شما را به آن خدایی که برایش نماز میخوانید این نامه را بخوانید و منتشر کنید تا مردم ببینید در این مملکت چه خبر است و چه خیانت هایی که نمی شود و چه کسانی هستند که مردم را به نظام بدبین می کنند

بقیه را در این {لینک} بخوانید

با سلام آقای زریبافان و همه دست اندرکاران سازمان بنیاد شهید با مسئولین ارشدش که هر روز یک قانون وضع می کنند خداوند آرامش زندگی را از کسانی که فقط تعهد دارند و هیچ تخصصی ندارند بگیرد آقای زریبافان یک رئیس اگر بداند زیر دستانش چه کارهایی میکنند در جرم آنها شریک است و اگر نداند زیر دستانش چه کارهایی میکنند لیاقت رئیس شدن را ندارد من این نامه را در تمام سطح ایران و جهان پخش میکنم تا همه بدانند چه ظلمی را در حق جانبازان روا داشته اید من که از شماها نمی گذرم و اگر خدا آرامش زندگی را از شما و امثال شما نگیرد به عدالت خدا هم شک خواهم کرد مردم ایران بدانید من داریوش احمد رضا بهمنیار فرزند غلامرضا دارای کد ملی0030766605 و کد جانبازی 0919025421 هستم در تاریخ دوازدهم اردیبهشت1361 در عملیات دوم بیت المقدس از طریق بسیج در حال پیشروی به طرف جاده خرمشهر بودیم که در شب حمله توسط گلوله وحشتناک کالیبر پنجاه ران پای چپم تکه تکه شد و استخوان های رانم بیرون ریخت به طوری که تا سال1363 بارها لگن و ساق و زانوی ران پای چپم را عمل میکردند و در سال1364 یعنی سه سال و نیم بعد از مجروحیتم برای خدمت نظام وظیفه در زمان جنگ معاف دائم شدم در زمانی که چلاق مادرزاد را معاف از رزم میکردند و آدم نیمه کور را به خدمت میبردند و اگر کسی ده جا از استخوانهای بدنش میشکست او را معاف شش ماه و یا معاف از رزم میکردند در زمان جنگ مرا معاف دائم کردند اینک از کار افتاده کامل هستم و به کمیسیون از کار افتادگی رفتم میگوید مدرک بده میگویم من چه مدرکی بدهم وقتی نمیتوانم ده عدد پله را بالا بروم از بیست و چهار سالگی به خاطر استفاده بی اندازه از امپول های کورتون به مدت سه سال دچار پوکی استخوان شدم و در سن بیست و چهار سالگی همه دندان هایم در حین غذا خوردن میشکست و دندانسازها میگفتند جنس دندانهایت خوب نیست حتی فکر نمیکردم که به خاطر استخوان پوکی من است در سن بیست و هفت سالگی حتی یک دندان سالم نداشتم و دندان مصنوعی کامل گذاشتم در سال 1387 بعد از چند سال دویدن و با هزاران شکایت و بدبختی توانستم با آقای دکتر دهقان عزیز صحبت کنم و ایشان حاج آقای حسینی رئیس بنیاد ایثارگران وقت خراسان رضوی را به منزل ما در کاشمر فرستادند و قرار شد چون مقاله نویس هستم شغلی برای من پیدا کنند و وامی هم در اختیار من بگذارند تا بتوانم در تبریز خانه ای اجاره کنم که متاسفانه یک هفته بعد حاج آقای حسینی منتقل تهران شدند و رئیس جدید که سردار مولانا یا مولوی بود یک بار هم جواب مرا ندادند و هیچ کدام از وعده های حاج آقای حسینی را انجام ندادند اگر خدایی باشد باید انتقام من و همه را از این مرد بی عمل بگیرد خلاصه حاج آقای حسینی دستور دادند در اردیبهشت1387 مرا به کمیسیون پزشکی بفرستند و در آنجا به من بیست و پنج درصد جانبازی دادند اینک من از کار افتاده کامل هستم و آقای احمدی نژاد هم از سال1384 حقوق جانبازان بیست و پنج درصد را قطع کرده و فقط یک مستمری بخور و نمیر به جانبازان بالای بیست و پنج درصد می دهد در حالی که کسانی که قبلا از سال1384 جانبازی بیست و پنج درصد خودشان را گرفته اند هم حقوقشان دو بار ماست و هم مستمری بگیر نیستند الان هم برای معوقه ها این دستور نجسات بار را داده اند که جانبازانی که مستمری میگیرند معوقات به آنها تحویل نمی گیرد یعنی بعد از سال1384 هر جانبازی بالای بیست و پنج درصدی هیچ گونه معوقه ای ندارد الان بیایید نشانتان بدهم جانبازانی که ده برابر من سالمتر هستند هم حقوق دو برابری میگیرند هم سهام و معوقه به آنها تحویل میگیرد آقای زریبافان شماها و امثال شماها هستید که مردم را به نظام بدبین میکنید من اعلام میکنم اگر جلو مجلس در بهارستان تهران خودم را آتش زدم و خود سوزی کردم مسئولش کارکنان بی خاصیت بنیاد شهید هستند که چنین قوانین مسخره ای را تصویب میکنند من دارای ده تا بیست و چهار درصد اعصاب و روان واکنشی هم هستم و خدا می داند که چقدر زن و بچه ام از دست من عذاب می کشند چرا که با دیدن استخوان های ران پایم در شب حمله لکنت زبان پیدا کردم و دچار اعصاب و روان شدم آقایان بی درد شماهایی که فقط یک تعهد داده اید و هیچ تخصصی ندارید بیخود می کنید برای جانبازان قانون وضع می کنید من تا حالا نامه زیاد نوشتم ولی این آخرین نامه من است همه میگویند باید زودتر اقدام میکردی تو بیست سال بعد از مجروح شدنت به بنیاد آمدی و قوانین فرق کرده است فقط چرند میگویند و همچنین میگویند چون اکثرا جانبازان دروغ میگویند دیگر کسی حرف شما را باور نخواهد کرد من اینک از کار افتاده ام بچه ام دو سال است لیسانس برق قدرت خودش را گرفته و در تبریز بیکار است و با همسرم در تبریز در خانه مادر زنم زندگی می کند و من هم در کاشمر در خانه پدرم زندگی میکنم خدا لعنت کند شما مسئولان نالایق بنیاد را، خدا آرامش و آسایش را به حق پنج تن از کسانی که هیچ فکری اساسی به حال جانبازان از کار افتاده نمیکنند بگیرد لعنت خدا به کسانی که مردم را به نظام بدبین کرده و می کنند بگذارید از مسخرگی و آدم آزاری این رجال بالای بنیاد مثالی بزنم که مربوط به چهار ماه قبل است بعد شما تحقیق کنید اگر دروغ بود خدا رویم را سیاه کند ولی اگر راست بود خدا روی ایشان را سیاه کند البته من راست میگویم چون همه کارمندان بنیاد مشهد در چهار طبقه مشهد شاهدند من به دفتر مقام معظم رهبری نامه ای نوشته بودم و ایشان محبت کرده با نامه ای مرا به مدیر عامل بنیاد شهید و ایثارگران خراسان رضوی جناب آقای عابدی مقدم معرفی کردند و من اسفند ماه 1391به مدیر عامل بنیاد ایثارگران مشهد زنگ زدم منشی ایشان جناب آقای محجوب که خدا از ایشان نگذرد به من گفتند شما دوشنبه هفته دیگر اینجا باشید تا با جناب عابدی مقدم حرف زده و مشکل خود را بگوئید من گفتم پسر من در تبریز است و خودم در کاشمر هستم برای ما سخت است که در فلان تاریخ در مشهد باشیم اگر آمدیم حتما باشید چون ما در مشهد جایی را نداریم و وضع مالی ما هم خوب نیست آقای محجوب به من گفتند شما دوشنبه اینجا باشید من و مدیر عامل هم هستیم و من با نداری و قرض و بدبختی همراه  پسرم که درسش را در کارشناسی ارشد میخواند درسش را رها کرد و به کاشمر آمد و با خودم  و با این پای چرکی ام روز موعود به مشهد رفتیم ولی نه آقای محجوب در محل کارشان بودند و نه جناب آقای عابدی مقدم در حالی که در روزهای دوشنبه روز دیدار جانبازان با آقای عابدی مقدم است بگذریم تا ظهر حتی به یکی دو جا محترمانه گفتم ما از تبریز آمدیم و با آقای محجوب قرار داریم ما قرار گذاشتیم و دو هزار کیلومتر راه را آمده ایم خلاصه این شد که فقط من و پسرم را مثل توپ فوتبال از این اتاق به آن اتاق می فرستادند و تا ظهر ما را اذیت کردند و ما نه مدیر عامل را دیدیم و نه آقای محجوب دروغگو را خلاصه من و پسرم با ناراحتی از بنیاد ساعت دو خارج شدیم و به حرم رفتیم شب در مسافرخانه بودیم که آقای محجوب زنگ زد و گفت چرا شما آمدید و گفتید و سر و صدا کردید که من از تبریز آمدم من گفتم خدا شاهد است من اصلا سر و صدا نکردم ولی گفتم که بله از تبریز آمدیم و با شما قرار داشتیم و قبلش هم به شما تذکر داده بودم که در مشهد جایی را ندارم ولی ایشان مثل اینکه از من طلبکار باشد حرف می زد و اخرش هم زهر خودش را به من ریخت به من گفت فردا با پسرتان بیایید با آقای عابدی مقدم حرفتان را بزنید ما هم خوشحال شدیم ولی روز بعد ساعت هفت صبح همین آقای محجوب دوباره به ما زنگ زد و با ناراحتی از اینکه چرا به همکارانش گفتم دو هزار کیلومتر راه را بیخود آمده ایم ناراحت بودند خلاصه ساعت هفت صبح به من زنگ زد و گفت آمدن شما فایده ای ندارد من خودم میگویم آقای مدیر عامل با شما تلفنی صحبت کند و هنوز که هنوز است ما منتظر تلفن آقای عابدی مقدم و یا منشی اش آقای محجوب از خدا بی خبر هستیم آقای عابدی مقدم بهتر است منشی تان را عوض کنید خیلی ها چون چاپلوس هستند به شغل منشی گری میرسند بلانسبت آدم های خوب، آقای عابدی مقدم مدیر عامل بنیاد خراسان رضوی ای کاش خبر میداشتی منش ات چقدر در حق جانبازان خیانت می کند خلاصه مسئولین ارشد و بی درد بنیاد شهید و امور ایثارگران من از کار افتاده هستم و برای شما نه من و نه دیگران اصلا مهم نیستید فقط بلدید حرف بزنید و وعده های دروغ و نیرنگ بازی بدهید خداوند دروغگویان را دوست ندارد و آنها را لعنت می کند.

 

 

مشخصات خودم داریوش احمد رضا بهمنیار

داریوش احمد ضا بهمنیار

 فرزند غلامرضا

شماره شناسنامه   69613

محل صدور تهران حوزه2

کد ملی    0030766605

جانباز از کار افتاده بسیجی       کد جانبازی  0919025421

bahmaneyar42@yahoo.com

 

http://www.bahmaneyar.blogfa.com     وبلاگ من

تلفن همراه  09359725407   —  09156012265 

 

استان خراسان رضوی —  کاشمر – خیابان مدرس 9 – دومین کوچه سمت چپ – پلاک 8 –  تلفن  05328243493

ساکن تبریز و ازدواج کرده در استان آذربایجان شرقی – تبریز – خیابان شمس تبریزی –  ایستگاه شکلی – کوچه مصر اوغلی – پلاک 29 – زنگ اول یا دوم منزل مادر زنم    تلفن  04115246283  –  04115262171

 

مشخصات پسرم رامین بهمنیار

رامین بهمن یار

فرزند –  داریوش احمد رضا

شماره شناسنامه  1360306404  

کد ملی  1360306404  

لیسانس مهندسی برق قدرت از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهر

معدل 48/14

معافیت دایم – نوع معافیت موارد خاص – فرزند جانباز بسیجی بالای بیست و پنج درصد

خواهان استخدام در وزارت نفت – وزارت نیرو – پتروشیمی –  نیروگاهها و شرکت ها و ادارات دولتی و غیره

تلفن همراه  09371925988    رامین بهمنیار

تلفن منزل   04115262171  –  04115246283