اکتبر 3, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

دختر نابینا

نوبت شما به نقل از وبلاگ “ادب و هنر” نوشت:  ……..و به چشمم دیدم دختری نابینا… پاک مثل گل مریم بود… بیگانه با خوشی… با غم و درد اشنا بود… بی خبر از لذت خودارایی

814110_orig

……..و به چشمم دیدم دختری

نابینا

پاک مثل گل مریم بود

بیگانه با خوشی

با غم و درد اشنا بود

بی خبر از لذت خودارایی

گدایی می کرد سر بازار

می فروشم ستاره

بده در راه خدا

زمزمه میکرد بر لب

کسی نمی دانست چه میگفت؟

شکایت می کرد شاید از سختی ایام

به گمانم چنین می گفت با ان صورت معصوم

دختری نابینا و تنهایم

بیمارست مادرم

ندارم پدری بالا سرم

که کشد دست محبت به سرم

خرج مریضخانه

و اگر زود نرسم به دادش

میرود پیش پدرم

به خودم میگویم

خوش به حالش که کور است

گاه دیدن هم زجر است

اگر او بینا بود به چشم میدید

کمی آن سو تر

داخل خانه اشراف چه جشنی بر پاست

و دها پسر و دختر مست

می رقصند دست در گردن هم

وفقط خرج شبی عشرتشان

بیشتر از عمل مادر اوست

بی گمان دق میکرد انوقت

از این همه تبیض گاه دلم میگیرد

خون دختر نابینا و تنها

دگر از خون پری هم سرخ تر است

رنگ سیاه سکه اوج تر از خون پریست

این است حقیقت

یک نفر نیست به داد مردم برسد

به دخترک  میگویم

غصه نخور

که خدایی هم هست

با چنین ظلمی که به مردم مظلوم رود

بازار قیامت داغ است

روز جزا چقدر دیدنی تر است

لحظه ها در گذرند و قیامت نزدیک است

انتهای پیام