اکتبر 7, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

اندکی تامل27 (جمله هایی برای اندیشیدن 8)

نوبت شما به نقل از وبلاگ “انجمن فرزانگان کویر دامغان” نوشت: عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه می شد..

siIed1_535

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!

پناهی

           

لنگه های چوبی درحیاطمان/گرچه کهنه اند و جیر جیر می کنند/

محکمند/خوش به حالشان/که لنگه ی همند 

پناهی

           

مادر بزرگم می گفت :

اگه می خواهی خدا رو بخندونی

از برنامه هات براش حرف بزن

           

 

دیگه آدم هااهل عاشقی نیستن 

اهل سرمایه گذاری شده اند

             

انتهای پیام