آگوست 14, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

فداي نگاهش…

نوبت شما به نقل ازوبلاگ ” وصیت نامه شهدادفاع مقدس و استان گلستان ” نوشت:

هوالحق

سلام

خدا رو شکر به خاطر مادر که کم  نگذاشته از تعريف تجربه هاي سالهاي جواني خودش و سالهاي تولد انقلاب و تا به امروز رسيدنش…

فدای نگاهش…. – نوبت شما

لا به لاي خاطره هاي مادر دنبال خاطراتش از امام (ره) مي گشتم  … از بين خاطرات خود روزهاي انقلاب و خاطرات سالهاي بعد انقلاب و خاطرات تلخ 68 … روزهاي رحلت امام (ره) که اينجانب  زير يک ماهه  بودم و شدم مانع شرکت مادر در تشييع پيکر امام (ره)  و  همه اينها…  بيشترين تصويري که توي ذهنم بود تصوير خاطره ي ديدار مادر بود با امام (ره) … که هر بار تصوير امام (ره) روي صفحه ي تلويزيون آمد نشد مادر نگويد: “عجيب روزي بود… عجيب ديداري…. عجيب نگاهي داشت امام (ره). همه را ميديد اما انگار نگاهش به هيچ کس نبود… محو نگاهش بوديم .  ديدار که تمام شد ما به خودمان آمديم…کجا بوديم و چه کسي را ديديم و … ”

حالا  بگير از اين  که گذشت و حالا که نيست  نميدانم فهميديم؟ نفهميديم؟ چه کسي رفت… تا برسي به  اينکه عجيب نگاهي داشت …

عجيب نگاهي داشت و چه ديد و چه بر او گذشت… عجيب نگاهش، چه ها مي بيند و …

از آنچه بر آقا سيد علي  اش گذشت  و گذرانديم  تا  آنچه  از  عزيزانش ديد و ديديم از آن سال تا اين سال تا سال قبل و …

فداي نگاهت آقا ، شرمنده ايم…

شادي روح امام (ره) و سلامتي و طول عمر  امام خامنه اي صلوات