جولای 4, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

از آن سال به بعد …

نوبت شما به نقل از وبلاگ “بچه های حرم” نوشت:باید وقتی دستش را بالا می آورد و وانمود به زدن می کرد،بچه می افتاد !اما دختر بچـــه بغض کرده بود و می‌ترسید …نشست روی زمین ..

si34FFU_535

 

نوبت شما به نقل از وبلاگ “بچه های حرم” نوشت:

باید وقتی دستش را بالا می آورد و وانمود به زدن می کرد،

بچه می افتاد !

اما دختر بچـــه بغض کرده بود و می‌ترسید …

نشست روی زمین …

دو دستش را بالا آورد و در آغوشش گرفت …

با صدای بلند گریه می کرد و “یاحسین” می گفت !

شمر خوان را می گویم از روز عاشورا به بعد …

تا چنـــد روز بغض داشت و با کسی حرف نمی زد …

انگار هنوز هم چشمان خیس دختر بچه جلوی چشمش بود!

از آن سال به بعد شمرخوانی نکرد …

لباس عمو عباس را می پوشید و برای مشک آوردن تیر می خورد …

انتهاي پيام.