موضوعات سخت در مذاکرات هسته‌ای

خبرگزاری فارس: موضوعات سخت در مذاکرات هسته‌ای

نوبت شما به نقل از وبلاگ “بسیج دانش آموزی شاهرودحوزه مقاومت ایمان” نوشت:پس از آنکه تلاش های دیپلماتیک منجر به توافقنامه ژنو در برنامه هسته ای ایران گردید

خبرگزاری فارس: موضوعات سخت در مذاکرات هسته‌ای

مقدمه

پس از آنکه تلاش های دیپلماتیک منجر به توافقنامه ژنو در برنامه هسته ای ایران گردید، مذاکرات جامع هسته ای در وین اتریش میان ایران و کشورهای 5+1 آغاز شد. در واقع بر مبنای برنامه اقدام مشترک ژنو، بایستی توافقی نهایی میان ایران و 1+5 حداکثر ظرف مدت یک سال از توافق اولیه به دست آید که ناظر بر تضمین صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای ایران (مطابق با هدف غرب) و توافق بر یک برنامه غنی سازی با تعریف طرفین و رفع تحریم ها (مطابق با هدف ایران) باشد.

اینک مذاکرات وین، با دستور کار تدوین چارچوب های مذاکراتی آتی، اولین گام از روندی است که مذاکرات جامع هسته ای یا گام نهایی نامیده می شود. اما بی گمان، این گام نهایی به دلیل عمق و کثرت موضوعات اختلاف زا میان طرفین، بسیار سخت و دشوار خواهد بود.

مناقشات هسته ای

اولین نکته در بررسی ابعاد مذاکرات هسته ای، موضوعات و مسائل فراوانی است که می بایستی مورد توافق قرار گیرند. در نگاه 1+5 و به ویژه آمریکا آنچه اهمیت دارد، محدودسازی توانمندی هسته ای ایران، برای اطمینان از عدم انحراف آن می باشد. در واقع از منظر آنان برنامه هسته‌ای ایران، برنامه‌ای مشکوک به تولید سلاح هسته‌ای است.

لذا ایران برای یک دوره مشخص و شاید طولانی، بایستی محدودیت ‌هایی را بپذیرد و نیز با قبول نظارت های بین المللی شرایطی را برای راستی آزمایی فعالیت های خود فراهم آورد. ایران این اقدامات را به جهت اعتمادسازی خواهد پذیرفت تا طرف مقابل نیز ایران را به عنوان عضو عادی در ان پی تی بپذیرد و تحریم های هسته ای را لغو نمایند. آنچه در مذاکرات هسته ای، البته فعلا، مطرح است، محدودسازی توانایی و قابلیت راستی آزمایی آن است.

همان گونه که در برنامه اقدام ژنو نیز برای رسیدن به یک توافق، ایران متعهد می‌شد که غنی‌سازی اورانیم را برای شش ماه محدود نموده و بازرسی های درخواستی از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بپذیرد و در مقابل، کشورهای عضو 5+1 و به طور ویژه ایالات متحده آمریکا، در عمل و نه لزوما در متن توافقنامه، متعهد می شدند که حق ایران برای غنی‌ سازی اورانیوم را به رسمیت بشناسند. همچنین برخی تحریم ‌های غیرنفتی و غیر مالی ایران را تعلیق نماید (1).

بنابراین با تکیه بر مفاهیم محدودسازی، راستی آزمایی و اعتماد سازی، می توان فهرستی از مسائل مهم میان طرفین را استخراج نمود. لذا محدوده و میزان غنی سازی، تاسیسات فردو، راکتور آب سنگین اراک، قطعنامه های شورای امنیت درباره موضوع هسته ای ایران، نحوه رفع تحریم ها و … از جمله موضوعات اصلی میان طرفین است. که انتظار می رود هر توافقی لزوما شامل همه این موضوعات باشد (2). لذا به طور پیش فرض روشن است که هر توافق احتمالی حائز چه موضوعاتی خواهد بود.

تفاوت ها زمانی آشکار می گردند که بر سر حد و حدود این موضوعات، در مذاکرات چانه زنی صورت گیرد. البته وزن و میزان فاصله نظرات مذاکره کنندگان ایرانی و غربی درباره این همه این موارد یکسان نخواهد بود. به عنوان مثال، واضح است که آینده تاسیسات فردو و راکتور آب سنگین اراک، از موضوعات مناقشه برانگیز خواهد بود. همان گونه که ایران با صرف هزینه های اقتصادی فراوان و رشد علمی صنعتی در کشور، ظرفیت های فردو و اراک را فعال نموده است و لذا نمی تواند به راحتی درباره محدودیت یا برچیدن آنها تصمیم بگیرد.

جمهوری ‌اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در سه سطح روابط دوجانبه، منافع منطقه ای و بنیادهای هویتی، تضاد قابل توجهی دارند. به گونه ای که نمی توان و نباید این تضاد را صرفا در عرصه هسته ای خلاصه نمود. در واقع موضوع هسته ای زاییده تضاد ایران و آمریکاست، نه اینکه مسئله هسته ای باعث اختلاف ایران و آمریکا شده باشد.

مقامات آمریکایی نیز صریحا این دو مرکز را با نیازهای عملی ایران بی ارتباط خوانده و آن دو را در چارچوب برنامه نظامی ایران ارزیابی می کنند (3). در کنار موضوعات هسته ای فوق، البته باید از تلاش آمریکا بر گنجاندن مواردی دیگر در لیست مذاکرات، که آنها را نگرانی های جامعه جهانی می نامد، هم یاد کرد.

هرچند صریحا وزیر خارجه جمهوری اسلامی، مذاکرات گام نهایی را منحصر در مسئله هسته ای می خواند؛ اما آمریکا با این ادعا که فعالیت های نظامی ایران در راستای پروژه موشک های بالستیک دارای کلاهک هسته ای می باشد، خواستار گنجانده شده موضوع توانایی موشکی ایران در مذاکرات است.

همچنین آمریکا، حمایت ایران از سوریه، حزب الله لبنان و حماس در فلسطین را به حمایت از تروریسم تعبیر و متهم می کند و آن را نیز به مذاکرات هسته ای پیوند می زند (4). لذا مجموعه ای از موضوعات دشوار وجود دارد که با نگرش واقع گرایانه، چشم انداز مذاکرات گام نهایی را تیره و کدر نمایش می کند.

موضوعات روی میز مذاکره

الف) میزان و محدوده غنی سازی

در تمام سالهای گذشته که مذاکرات هسته ای در جریان بوده است، مسئله بنیادین مذاکرات، توانایی ایران برای غنی سازی اورانیوم بوده است؛ که البته در کانون بهانه جویی های غرب نیز قرار دارد. ایران اینک 19 هزار سانتریفوژ فعال دارد، که همواره آن را به عنوان نقطه ثقل توانمندی هسته ای غیرقابل تعلیق دانسته است.

سانتریفوژهای فعال در سایت نطنز، غنی سازی 5 درصد برای رفع نیاز سوخت نیروگاهی و سانتریفوژهای سایت فردو، غنی سازی 20 درصد را برای رفع نیاز راکتور تحقیقاتی پزشکی تهران انجام می دهند. اما بهانه جویی های غرب بر این امر استوار است که غنی سازی در سطوح بالاتر و رسیدن به غنی سازی 90 درصد برای ساخت بمب اتمی، از جمله برنامه های ایران است که بایستی از آن جلوگیری نمود. لذا طبق ادعای 5+1، محدودسازی و راستی آزمایی برنامه غنی سازی، بایستی از انحراف برنامه جلوگیری کند.

همان گونه که جورج شولتز و هنری کیسینجر می گویند؛ یک توافق باید توانایی و ظرفیت غنی سازی ایران را به سطحی محدود کند که تنها برای مصارف صلح آمیز کارایی داشته باشد و بازرسی ها نیز باقی ماندن ایران در این سطح را تایید کند (5). در آخرین موضع گیری، وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا، در اسرائیل تاکید کرد: در توافق نهایی هسته ای، ایران می تواند به غنی سازی اورانیوم برای مصرف داخلی بپردازد. درخواست نابودی غنی سازی داخلی ایران غیرمنطقی است. معیار موفقیت مذاکرات هسته ای با ایران، عدم کسب بمب اتمی توسط این کشور است (6).

از دید کارشناسان غربی، اینکه هیچ سانتریفوژی فعال نباشد، بسیار خوب خواهد بود؛ اما با توجه به غیرواقع بینانه بودن این هدف، آنان استدلال می کنند؛ در صورتی که ایران برنامه غنی سازی برای تولید سلاح را کلید بزند، بین 4 تا 9 هزار سانتریفوژ باید چند ماه فعالیت کنند. لذا تعداد سانتریفوزهایی که مورد توافق قرار گیرند را بایستی به شدت کاهش داد.

طبق برنامه اقدام مشترک، در گام نهایی به ‌طور همه‌ جانبه تحریم ‌های هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد، تحریم‌ های چندجانبه و تحریم ‌های ملی برداشته و گام‌ هایی برای دسترسی به حوزه‌ های تجاری، فن آوری، مالی و انرژی، بر مبنای یک برنامه تنظیمی اتخاذ می شود.

جوفی جوزف، مدیر سابق بخش منع تکثیر شورای امنیت ملی آمریکا، می گوید: ایران احتمالا درخواست خواهد کرد ده هزار دستگاه سانتریفوژ در حال فعالیت را برای خود حفظ کند. این تقریبا همان تعداد سانتریفوژی است که نصب شده، اما راه اندازی نشده است (7). در مقابل اما کارشناسان هسته ای موسسه علوم و امنیت بین المللی اعلام کردند؛ ایران به طور کلی نباید بیش از چهار هزار دستگاه سانتریفوژ نسل اول داشته باشد (8).

مورد دیگری که در گام نهایی مذاکرات بدان پرداخته خواهد شد، برنامه غنی سازی ایران از حیث مکان و سطح غنی سازی است. این به معنای غنی سازی، صرفا در سطح 5 درصد و تجمیع کل برنامه در نطنز و البته تعطیلی فردو خواهد بود. در این راستا وندی شرمن، مذاکره کننده ارشد آمریکایی، تلویحا از ضرورت بسته شدن تاسیسات فردو و اراک سخن گفت:

ما می دانیم که ایران نیازی به داشتن استحکامات و تاسیسات زیر زمینی غنی سازی مانند فردو ندارد…. برای یک برنامه صلح آمیز هسته ای به یک رآکتور آب سنگین در اراک احتیاجی نیست. هر چند محمد جواد ظریف بلافاصله نسبت به گفته های خانم شرمن عکس العمل نشان داده و اظهارات وی را بی ارزش نامید و تاکید کرد توانایی هسته ایران غیرقابل مذاکراه است و چنین سخنانی می تواند مانع رسیدن به یک راه حل باشد (9).

اما واقعیت آن است که این مسئله از مسائل فوق العاده دشوار مذاکرات آتی خواهد بود. در حالی حفظ غنی سازی اورانیوم در داخل خاک کشور، برای رفع نیازهای توسعه ای، حفظ توانمندی 5 درصد به شکل کامل و ادامه فعالیت فردو با پذیرش نظارت ها، از جمله خطوط قرمز ایران هستند؛ طرف مقابل بر مسائل اصلی چون کاهش شمار سانتریفوژها، محدودیت غنی سازی به 5 درصد و محدودیت توانایی کیفی سانتریفوژها تاکید دارد (10). لذا چالش اصلی در مذاکرات نهایی درباره قید «تعریف مشترک» از غنی‌سازی است، که در برنامه اقدام مشترک آمده است.

چنانچه بعیدی ‌نژاد، مذاکراه کننده ایرانی، می گوید: آن‌ ها برای پذیرش غنی‌سازی ایران اعلام کردند که نیاز دارند حدود و ثغوری برای برنامه هسته ‌ای ایران در نظر بگیرند. بنابراین اصرار آن‌ها بود نه ما. ولی این قید از نظر ما مترادف همان صلح ‌آمیز بودن برنامه است….ما هم معتقدیم، چالش عمده ما با 1+5 در آینده، بر سر«تعریف مشترک» یک برنامه غنی ‌سازی است؛ به طوری که هر دو طرف آن را بپذیرند. اما این‌گونه نیست که آن ‌ها برای ما به طور یک ‌جانبه چیزی را تعریف کنند یا بگویند برنامه غنی‌ سازی ما باید چگونه باشد. طبیعی است که ما تعریف و محدوده‌ های پیشنهادی را که به برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز کشور لطمه بزند، به هیچ‌ وجه نخواهیم پذیرفت (11).

ب) آب سنگین اراک

اگرچه مدتهاست توجه غرب بر فعالیت غنی سازی اورانیوم ایران و انباشت اورانیوم غنی شده در کشور متمرکز بوده است، اما اخیرا پیشرفت در ساخت راکتور آب سنگین اراک نیز، نگرانی هایی را برای غرب به وجود آورده است. در ادبیات مقام های آمریکایی این موضوع کاملا شفاف است که برچیدن راکتور آب سنگین اراک و همچنین برچیدن کامل تاسیسات فردو، از جمله خواست های آنان از مذاکرات هسته ای است (12).

در حالی حفظ غنی سازی اورانیوم در داخل خاک کشور، برای رفع نیازهای توسعه ای، حفظ توانمندی 5 درصد به شکل کامل و ادامه فعالیت فردو با پذیرش نظارت ها، از جمله خطوط قرمز ایران هستند؛ طرف مقابل بر مسائل اصلی چون کاهش شمار سانتریفوژها، محدودیت غنی سازی به 5 درصد و محدودیت توانایی کیفی سانتریفوژها تاکید دارد.

مبنای ادعای فوق و تاکید مقامات غربی بر اراک آن است که پروژه تکمیل نشده راکتور آب سنگین اراک، که با هدف تولید ایزوتوپ های دارویی آغاز شده است، به دلیل تولید پلوتونیم از سوخت مصرف شده آن، می تواند به سرعت در مسیر ساخت سلاح هسته ای نیز بکار رود. البته واقعیت آن است که این راکتور دست کم یک سال با فعال شدن فاصله دارد و سپس باید 12 تا 18 ماه کار کند تا برای نخستین بار میزان پلوتونیوم لازم برای سلاح هسته ای را تولید کند.

از سوی دیگر ایران تاسیساتی برای فرآوری مجدد سوخت مصرف شده در این راکتور ندارد تا از آن پلوتونیوم برای تولید سلاح استخراج کند. نکته دیگر اینکه پس از توافق ژنو، بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه بازرسی از این سایت را یافته اند.

علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی، نیز در اظهاراتی تاکید کرد: ایران می تواند برای رفع نگرانی های بین المللی، طراحی راکتور اراک را تغییر دهد (13). لذا آینده فعالیت راکتور آب سنگین اراک که می‌تواند کاربرد دوگانه‌ای داشته باشد، یک از موضوعاتی است که در جریان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 مورد توجه بسیاری قرار خواهد گرفت.

ج) رفع تحریم ها علیه ایران

واضح است از جمله خواست های اساسی ایران، رفع تحریم های ظالمانه بین المللی، چندجانبه و یک جانبه ای است که از سوی آمریکا بر علیه ملت ایران تحمیل گردیده است. طبق برنامه اقدام مشترک، در گام نهایی به ‌طور همه‌ جانبه تحریم ‌های هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد، تحریم‌ های چندجانبه و تحریم ‌های ملی برداشته و گام‌ هایی برای دسترسی به حوزه‌ های تجاری، فن آوری، مالی و انرژی، بر مبنای یک برنامه تنظیمی اتخاذ می شود.

ایران دستیابی به 100 میلیارد دلار اموال بلوکه شده خود در بانک های خارجی  و پایان دادن به تحریم های سنگین، به ویژه در حوزه نفتی و بانکی، را هدف گذاری کرده است. بنابراین رفع تحریم ها در بسته جامع، که همه موضوعات مطروحه را در بر خواهد گرفت، نیز قرار خواهد داشت. ولیکن در این میان موضوع اصلی به روند رفع تحریم ها، به لحاظ حجم و زمان، و نیز الزام طرف مقابل به برداشتن تحریم هایی هستند که اساسا از منابع گوناگونی اعمال شده اند.

تحریم های شورای امنیت، تحریم های اتحادیه اروپایی و تحریم های یکجانبه آمریکا (رئیس جمهور و کنگره) هر کدام از منبعی متفاوت صادر شده اند که به نظر می رسد روند رفع آنها حتی در صورت موفقیت مذاکرات جامع و حسن نیت جمهوری اسلامی ایران، با مشکلاتی همراه خواهد بود. چه اینکه احتمالا کشورهای غربی در زمینه دست کشیدن از این اهرم به این زودی ها محتاط خواهند بود.

در واقع آمریکا و اروپا با رویکرد استکباری خود تلاش دارند تا تا زمانی که از پایبندی ایران به تعهدات جدید اش خود به طور قطعی اطمینان حاصل نکرده اند، برخی تحریم ها را حفظ کنند. در این زمینه کنث پولاک، تحلیلگر موسسه بروکنیگز، می گوید:  پروتکل الحاقی پیمان منع گسترش تسلیحات کشتار جمعی (اِن‌پی‌تی) در حالی که ایران توانایی غنی ‌سازی اورانیوم را حفظ کرده و برنامه محدودی برای انجام آن داشته باشد، به تنهایی کافی نیست. تنها در صورتی که تحقیقات با تهدید تحریم‌های شدید همراه شود، می‌تواند ثمربخش باشد.

اگر تحریم‌ ها به‌ سادگی برداشته شوند، ممکن است ایران دیگر فشاری احساس نکند تا سهم خود را از معامله به انجام برساند. مخصوصاً به این دلیل که بسیار دشوار است به شورای امنیت بقبولانیم که یک کشور تعهدات بین المللی خود را نقض کرده است تا تحریم ‌ها را بر آن تحمیل کند یا از نو تحریم ‌های لغوشده را اعمال کند. به این دلیل، بهتر است تحریم‌ ها را سر جای خود باقی بگذاریم و آنها را برای دوره‌ های قابل تجدید نظر به‌ حالت تعلیق درآوریم. به این ترتیب، هر وقت که ایران مظنون به تقلب شد، تنها یک وتو از طرف آمریکا، انگلستان یا فرانسه لازم است تا بلافاصله تحریم ‌ها را سر جای خود بازگرداند (14).

سانتریفوژهای فعال در سایت نطنز، غنی سازی 5 درصد برای رفع نیاز سوخت نیروگاهی و سانتریفوژهای سایت فردو، غنی سازی 20 درصد را برای رفع نیاز راکتور تحقیقاتی پزشکی تهران انجام می دهند. اما بهانه جویی های غرب بر این امر استوار است که غنی سازی در سطوح بالاتر و رسیدن به غنی سازی 90 درصد برای ساخت بمب اتمی، از جمله برنامه های ایران است که بایستی از آن جلوگیری نمود.

لذا می‌توان پیش ‌بینی کرد که قصد طرف غربی از تعیین مدت ‌زمانی طولانی برای گام نهایی -که برخی منابع ادعا کرده‌اند که طرف غربی به ‌دنبال آن است که دوره اجرای گام نهایی عددی دو رقمی مانند 20 سال باشد- حفظ فشارها بر ایران خواهد بود. تا در کنار رژیم نظارت و بازرسی، حداقل میزانی از اهرم تحریم نیز همچنان فعال باقی بماند. قابل پیش‌ بینی است که طرف غربی لغو تحریم‌ های اصلی بانکی و نفتی را به روزهای آخر گام نهایی موکول کند، و این بدان معناست که اقتصاد ایران باید زمان بیشتری را با این تحریم ‌ها سر کند.

از طرف دیگر می توان این استدلال را نیز مطرح کرد که گذر ایران از موضوع هسته ای، جمهوری اسلامی را در خاورمیانه به بازیگری بدون رقیب بدل خواهد نمود که بیش از همه متحدان منطقه ای عرب و صهیونیست آمریکا از این مسئله به شدت دلخور خواهند بود. حفظ بخشی از ساختار تحریم ها، در دوره زمانی طولانی مدت اجرای گام نهایی توافق، پیام واشنگتن به ریاض، تل آویو، ابوظبی و دیگران است که آمریکا آنها را تنها نگذاشته است.

لذا ضروری است که دیپلماسی جمهوری اسلامی و مذاکراه کنندگان هسته ای ضمن لحاظ کردن خواسته های ایران – که شامل خواسته رفع تحریم هاست- در صدر موضوعات میز مذاکره، اجازه تداوم سیاست مهار ایران را به طرف غربی ندهند.

د) بررسی قطعنامه های شورای امنیت

شورای امنیت سازمان ملل متحد تاکنون پنج قطعنامه الزام‌آور مبتنی بر فصل هفتم منشور ملل متحد – با هدف حفظ صلح و امنیت بین الملل- درباره برنامه هسته ‌ای ایران صادر کرده که عبارتند از، قطعنامه ‌های شماره 1737، 1747، 1803 و 1835و 1929. از منظر طرف غربی، این قطعنامه ‌ها لازم‌الاتباع هستند. موضع ایران در قبال این قطعنامه‌ ها از گذشته همواره تأکید بر غیرقانونی و غیرحقوقی بودن آنها بوده است.

ایران به‌ درستی تأکید کرده است که این قطعنامه‌ ها بنیان حقوقی ندارند و آنچه به صدور آنها انجامیده، مسائل سیاسی بوده است. با این حال، شورای امنیت این قطعنامه‌ ها را صادر کرده و طبق حقوق بین الملل، اجرای این قطعنامه ها بر تمامی اعضای سازمان ملل متحد لازم است.

به عنوان مهمترین موارد، شورای امنیت در قطعنامه 1747 در 24 مارس 2007، به جمهوری اسلامی ایران 60 روز مهلت داد تا با تبعیت از این قطعنامه و در خواستهای قطعنامه 1737، که پیش از آن تصویب شده بود، به فعالیتهای «حساس اتمی» خود، از جمله غنی‌ سازی اورانیوم پایان دهد (15).

در نهایت، قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد، در 9 ژوئن 2010 به تصویب این شورا رسید که تحریم‌ های اقتصادی شدیدی را علیه ایران وضع کرد. بر اساس این قطعنامه، ایران نباید از هیچ فعالیت تجاری مرتبط با غنی ‌سازی اورانیوم و دیگر مواد هسته‌ای یا فناوری دیگر کشورها بهره‌مند شود و تمامی کشورها می‌بایست از انتقال هرگونه تانک، خودروهای زرهی، هواپیماهای جنگی، هلیکوپترهای تهاجمی، توپخانه کالیبر بالا، کشتی ‌های نظامی، موشک و سیستم ‌ها و قطعات مرتبط با آن‌ها به ایران خودداری کنند.

بر اساس این قطعنامه ایران بایستی ساخت تمام مراکز غنی‌ سازی اورانیوم یا تأسیسات اتمی آب سنگین را متوقف و از ساخت تأسیسات مشابه خودداری کند (16). در واقع تعطیلی بی قید و شرط و فوری فعالیت های غنی سازی اورانیوم در ایران و منع تجارت هسته ای و نظامی با ایران، ترجیع بند این قطعنامه هاست.

آمریکا با این ادعا که فعالیت های نظامی ایران در راستای پروژه موشک های بالستیک دارای کلاهک هسته ای می باشد، خواستار گنجانده شده موضوع توانایی موشکی ایران در مذاکرات است. همچنین آمریکا، حمایت ایران از سوریه، حزب الله لبنان و حماس در فلسطین را به حمایت از تروریسم تعبیر و متهم می کند و آن را نیز به مذاکرات هسته ای پیوند می زند.

بر اساس برنامه اقدام مشترک، از « «ممکن است» بین گام اول و گام نهایی، گام‌ هایی برای پرداختن به قطعنامه‌ های شورای امنیت سازمان ملل وجود داشته باشد که هدف نهایی از آنها پایان رضایت ‌بخش رسیدگی به مسأله برنامه هسته‌ای ایران در شورای امنیت خواهد بود. چرا که در گام نهایی باید تمام تحریم ‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران از جمله تحریم‌ های شورای امنیت لغو شوند. لذا این پرسش مطرح است که در گام نهایی مذاکرات، چه تصمیمی درباره قطعنامه های شورای امنیت اتخاذ خواهد شد؟

البته احتمالا قدرت های غربی با آسانی حاضر به نفی و یا به کنار نهادن قطعنامه های شورای امنیت، که اساس آن بر محور ابر قدرت ها و حق وتوی آنان قرار دارد، نخواهند شد. از این رو قابل پیش ‌بینی است که بحث ‌هایی جدی در خصوص قطعنامه ‌های شورای امنیت در مذاکرات جامع صورت پذیرند. البته پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت، به اراده سیاسی طرف غربی بستگی خواهد داشت.

اگر اراده طرف غربی واقعاً به ‌دنبال توافق جامع با ایران باشد، طبعاً نگاه خود به قطعنامه ‌ها را تعدیل خواهد کرد و مذاکره کنندگان با نادیده گرفتن قطعنامه های شورای امنیت، گام های اعتمادساز ایران را مقدم بر خواست تعلیق قطعنامه ها می کنند (17). در غیر این صورت پرداختن به قطعنامه های شورای امنیت به دلیل صراحت در تعلیق کامل فعالیت های هسته ای ایران، عملا مذاکرات جامع را به شکست خواهد کشاند. در این زمینه و با توجه به عدم صراحت برنامه اقدام ژنو، بایستی تفسیر مضیق از توافق در دستور کار مذاکره کنندگان ایرانی باشد.

ه) برنامه موشکی ایران

واقعیت آن است که جمهوری ‌اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در سه سطح روابط دوجانبه، منافع منطقه ای و بنیادهای هویتی، تضاد قابل توجهی دارند. به گونه ای که نمی توان و نباید این تضاد را صرفا در عرصه هسته ای خلاصه نمود. در واقع موضوع هسته ای زاییده تضاد ایران و آمریکاست، نه اینکه مسئله هسته ای باعث اختلاف ایران و آمریکا شده باشد.  لذا تضاد ایران و غرب ادامه خواهد یافت، حتی اگر یک پیمان هسته ای نهایی وجود داشته باشد.

در نگاه غرب، یک واقعیت نگران کننده وجود دارد و آن اینکه، تهران با استراتژی منسجم و متکی بر قدرت نرم و سخت خود، از خلیج فارس تا شرق مدیترانه، و از افغانستان تا شرق آسیا، به بسط نفوذ خود و محدود کردن اهداف آمریکایی می پردازد (18). این تضادها برگرفته از هویت بینادین دو کشور نیز هستند؛ به گونه ای که اوباما رئیس جمهور آمریکا در نشست مرکز «سابان» گفت:

این رژیمی است که وقتی به قدرت رسید، سوگند یاد کرد با آمریکا، ‌اسرائیل و با بسیاری از ارزش‌ های خوب ما مخالفت کند (19). لذا لیستی از مشکلات ایران و آمریکا در حوزه های حقوق بشر، مبارزه با تروریسم، روند صلح خارومیانه، بحران سوریه و بحرین و… وجود دارد. جان کری، وزیر خارجه ایالات متحده، در این رابطه بیان داشته ‌است که اگر ایران به حمایت خود از دولت سوریه و حزب الله ادامه دهد، تحریم ‌ها کاهش نمی‌یابند (20).

لذا به طور قطع می توان بر این نکته تاکید کرد که مسائل فوق، مذاکرات هسته ای را تحت تاثیر می گذارند و در بی اعتمادی طرفین بسیار موثرند؛ حتی اگر به عنوان موضوعی مجزا در میز مذاکرات مطرح نباشند. لذا از هم اکنون زمزمه هایی مبنی بر قرار داشتن موضوع حقوق بشر، توانایی موشکی ایران و حمایت از آنچه غرب تروریسم می داند، در مذاکرات جامع وجود دارد.

البته دکتر ظریف تاکید کرد که در مذاکرات وین، چارچوب ما آن چیزی است که در توافق آمده و تنها موضوعات مربوط به برنامه هسته‌ای قابل مذاکره است اما هنوز درباره همه مسایل و جزییات به توافق نرسیدیم. در واقع بحث بر سر برنامه موشکی ایران و اینکه این موضوع جزء دستور کار مذاکرات گام نهایی باشد یا خیر، سایه سنگینی را بر فضای مذاکرات وین گسترانده بود؛ موضوعی که ابتدا از سوی وندی شرمن در کمیته روابط خارجی سنا  مطرح گردید.

این در حالی بود که اساسا مبنای شکل گیری مذاکرات در نشست ژنو، بحث بر سر موضوع هسته ‎ای و تحریم‎ های ظالمانه علیه ایران بود، و موضوعات دیگر، از جمله موضوع برنامه موشکی ایران، به هیچ وجه در دستور کار این گفتگوها قرار نداشت. شرمن در نشست خبری پس از مذاکرات وین، بر علاقه آمریکا برای طرح مباحث موشکی تاکید کرد: در قطعنامه های شورای امنیت به موشک های بالستیک با قابلیت تحویل سلاح های هسته ای اشاره شده است.

در بند قابل اجرای 9 قطعنامه 1929 آمده: که ایران به هیچ گونه فعالیتی که به موشک های بالستیک با قابلیت پرتاب سلاح های هسته ای مربوط باشد، و از جمله پرتاب با فناوری موشک های بالستیک، دست نخواهد زد. بنابراین، اگر قرار است به تمامی قطعنامه های شورای امنیت رسیدگی شود، این مسئله باید به نحوی مورد رسیدگی قرار گیرد (21).

پیش از آن نیز رئیس جامعه اطلاعاتی آمریکا، در تازه ترین گزارش خود به کنگره اعلام کرد: ارزیابی سازمان های اطلاعاتی آمریکا این است که ایران از موشک  به عنوان وسیله پرتاب کلاهک هسته ای احتمالی خود استفاده خواهد کرد (22). البته زمینه این اتهامات در گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در ماه مه سال 2008، در قالب مطالعات ادعایی ایران و بر اساس نقشه هایی که گفته می شد از یک لپ تاپ ایرانی به سرقت رفته است، فراهم گردید. در بند 35 گزارش فوق آمده است:

آژانس همانگونه که از سوی شورای امنیت سازمان ملل مطرح شده، همچنان از ایران می‌خواهد به مسئله مطالعات ادعایی مربوط به پروژه نمک سبز، آزمایش مواد منفجره و طراحی محفظه کلاهک موشک، که می‌تواند جنبه نظامی داشته باشد، رسیدگی کند. پس از آن در عمده گزارشات آژانس طی سرفصلی مشخص، اتهام ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته ای مطرح شده و از ایران خواسته است برای از بین بردن وجود ابعاد نظامی احتمالی، برنامه هسته‌ای خود شفاف سازی کند.

جمع بندی

از مهم‌ترین دستاوردهای دور نخست مذاکرات توافق جامع هسته ای در وین، که البته پذیرش دو طرف برای گفتگو در چارچوب مشخص برای به موفقیت رساندن مذاکرات گام نهایی است. تعیین چارچوب از آن جهت حائز اهمیت است که «موضوعات مطرح در مذاکرات» ،که به منظور رسیدن به یک توافق نهایی درباره آنها بحث می شود، مشخص و اولویت گذاری خواهند شد. و لذا ادامه مسیر مذاکرات در این چارچوب و برمبنای مفاد برنامه اقدام مشترک به پیش خواهد رفت.

البته چنانچه اشاره شد موضوعات متکثری وجود دارد که اساسا تفسیر ایران و 1+5 درباره آنان بسیار از یکدیگر فاصله دارد. موضوعات هسته ای نظیر محدوده و میزان غنی سازی، آینده سایت فردو، آب سنگین اراک و قطعنامه های شورای امنیت، محور اصلی مذاکرات را تشکیل می دهند؛ که البته اختلافات فراوانی درباره آنان وجود دارد.

از طرف دیگر، ایران مسئله برنامه موشک های بالستیک را خارج از دستور مذاکرات می داند، اما طرف غربی بی میل نیست که این مسئله را نیز در دستور کار مذاکرات بگنجاند. لذا واقعیت آن است که فرآیندی پیچیده و دشوار با چشم اندازی نامشخص، در پیش روی جمهوری اسلامی ایران قرار دارد.

مواضع مقام معظم رهبری مبنی بر عدم خوش بینی به مذاکرات نیز، متکی بر دامنه گسترده اختلافات و زیاده خواهی غرب است. لذا در این شرایط بایستی همچنان تقویت ساخت درونی نظام در ابعاد گوناگون سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، بیش از پیش در دستور کار قرار گیرد. در همین راستا حمایت از تیم مذاکراه کننده هسته ای و ایجاد اجماع ملی در این زمینه، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

درباره

کلیک کنید

بیت کوین در آینده و ارزهای دیجیتال و رمزنگاری شده

محققان دانشگاهی در دانشگاه تگزاس حداقل نیمی از افزایش بیت کوین را به قیمت پائین ...

یک نظر

  1. سلام
    با مطلب زیر بروزم
    سکوت:اینجا حقوق بشر رعایت می شود
    http://rahroshan.ir/post/709

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *