سپتامبر 27, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

سگ عمو

 نوبت شما به نقل از ” سروقامتان دامغان ” نوشت: من هم فرصت پیدا کردم 9 ساعت گم شوم. رفتم  10 دقیقه بخوابم، 9 ساعت خوابیدم. صِدایم کردند:« از قرارگاه بهت می­گویند بیا.»

18287818304192205688

من هم فرصت پیدا کردم 9 ساعت گم شوم. رفتم  10 دقیقه بخوابم، 9 ساعت خوابیدم. صِدایم کردند:« از قرارگاه بهت می­گویند بیا.»

عفونت بخیه­هایم بیشتر شده بود. گاهی احساس می­کردم به مغز سرم کسی دارد میخ می­زند. به بیمارستان فاطمه زهرا(س) رفتم.

دکتر گفت:« باید کل این بخیه­ها را در بیاوریم. این چرک کرده. کار ما نیست. خطریه! باید بیمارستان مجهز بروی. زیر باطری همه چرک کرده. مثل گوشت پخته شده. باید همه را بتراشیم.»

از در بیرون آمدم  و گفتم:«  خدایا عموم یک سگ داره، نگاهش می­داره. ما به قد یک سگ­م نیستیم! نگاه­مان داری.»

 دلم می­سوخت. آنجا رفتم. پانسمان کردند. دکتری هم بود، دستش را رویش گذاشت. دعایی هم خواند. گفت تا دو روز دیگر خوب می شوی. یک هفته هم طول نکشید الحمدالله بخیه­هایم دومرتبه خوب شد و نیاز به عمل مجدد نشد.