می 20, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

«اعتـدال»؛در کلام مولا این گونه است!

نوبت شما به نقل از وبلاگ “اشراق” نوشت:

 اعتدال

وقتی افراط و تفریط،ناپسند و زیانبار است،حدّ وسط و راه میانه و مرز «اعتدال»،مفید و پسندیده خواهد بود.همان گونه که خداوند،مسلمانان را «امّت وسط» قرار داده است.1 و پیامبر اعظم(ص) هم بهترین امور را،میانه ها و معتدل ها به شمار آورده است.2،امیرالمؤمنین(ع) نیز با نفی و نهی از زیاده روی و کوتاهی،به اعتدال در امور مختلف فراخوانده است.

برای رسیدن،به هر هدف،یک راه راست وجود دارد،که هم سالم و بی خطر است،هم نزدیک تر و رو به هدف و رساننده ی مقصود.

چندین راه کج و انحرافی هم می توان یافت،که یا انسان را به بیراهه می کشاند،یا به هدف نمی رساند،یا در پیچ و خم های چپ و راست و مسیرهای غیر اصلی توان سوز است و گاهی گمراه کننده.

تعبیر راه راست و یا مستقیم و جاده ی چپ و راست و غیر مستقیم،که جلوه ای از اعتدال یا افراط و تفریط است،در کلام امیر المؤمنین(ع) چنین آمده است:
«الیَمینُ و الشِّمالُ مَضَلَّةٌ و الطّریقُ الوُسطی هِیَ الجادَّةُ...:راه راست و چپ گمراهی است و راه و جاده ی اصلی همان راه میانه است».3

این راه،آگاهانه و با توجّه انتخاب می شود و با معیارهای عقلانی و دینی سازگار است.در کلمات آن حضرت،از این راه اعتدال و میانه،هم با عنوان «صراط مستقیم» یاد شده است،هم با واژه ی «قصد» و «اقتصاد»،هم با کلمه ی «جادّه» هم با تعبیر«اعتدال».

درباره حضرت رسول اعظم(ص) و روش زندگی او می فرماید:«سیرتُهُ القَصدُ:راه و روش او میانه روی و اعتدال است».4 در نکوهش از مردم کوفه نیز از اینکه رشد و خیر را نمی پذیرند و در راه «قصد» (اعتدال) گام بر نمی دارند،ملامتشان می کند.5

راه اعتدال،راه خداپسند است و پروردگار نیز با با فرستادن رسولان،مردم را به همین راه فرا می خواند:«و َعَلَی اللهِ قَصدُ السَّبیلِ».6 روشن است که هر راهی جدا از این راه وسط و میانه و روش اعتدال و حق،گمراهی است،و میانِ راه درستِ میانه و راه کجِ افراط و تفریط،راه دیگری نیست و هر که از راه اصلی بیرون افتد،به بیراهه ی جور و خطا و ستم در می غلتد.

امام علی(ع) می فرماید:«مَن تَرَکَ القَصدَ جارَ:هر کس راه میانه را واگذارد،به بیراهه و انحراف می افتد».7 تاریخ پر از افراد و گروه هایی است که به همین دلیل،گمراه شده اند و دیگران را هم به گمراهی کشانده اند.

بیراهه ی افراط و تفریط
افراط،زیاده روی در یک کار است  تفریط،کوتاهی و سهل انگاری و قصور در آن و هر دو زیانبارند.اگر به درخت میوه یا مزرعه ی گل و گیاه،بیش از حد آب دهند یا کمتر از نیاز آب برسانند،در هر دو صورت آسیب می بیند و تباه می شود،یکی به خاطر افراط و زیاده روی،دیگری به سبب تفریط و کوتاهی.

کسی که آیین زراعت و گل پروری و باغبانی بداند،به اندازه آب می دهد.افراط و تفریط،از جهل و نادانی سرچشمه می گیرد و جاهلان بی خبرند که در هر کاری یا راه افراط می پیمایند،یا در مسیر تفریط قدم برمی دارند.

در اشاره به ریشه ی جهل در این دو مسیر انحرافی،علی(ع) می فرماید:«لاتَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً أو مُفرِّطاً:جاهل را نمی بینی مگر اهل افراط یا تفریط».8

جاهل،چون معرفت دوست ندارد و راه صحیح و شیوه ی متعادل را نمی داند و مرزهای دقیق و باریک مسائل و معارف و سلوک مناسب را نمی شناسد،دچار زیاده روی یا کوتاهی می شود و یا از این طرف بام فرو می غلتد،یا از طرف دیگر.برای چنین کسانی،حتی پند و تذکر و راهنمایی هم بی اثر یا کم اثر است،چون با جهلشان راه پذیرش موعظه و هشدار را هم می بندند و دچار نوعی غرورند.

امام علی(ع) چنین افرادی را که بیش از حد مغرورند و خداوند آنان را به حال خودشان واگذاشته است،از منفورترین اشخاص معرفی می کند و می فرماید:«از مبغوض ترین افراد نزد خداوند متعادل،کسی است که خدا او را به حال خودش رها کرده است.پس او از راه اعتدال (قصدُالسّبیل) بیرون رفته و گمراه شده است».9

خدا هرگز نمی خواهد کسی را رها کند،امّا وقتی جهل،فرمانده وجود کسی باشد و او را به وادی افراط و تفریط بکشاند،حالت پذیرش سخن حق را حتی از سوی خدا از دست می دهد،خدا هم او را به حال خودش وامی گذارد و این بدترین کیفر و قهر الهی است.

افراط،هر چند گاهی از روی علاقه و حسن نیّت صورت می گیرد،ولی از آثار منفی آن نمی توان جلوگیری کرد،همچون مادری که به خاطر علاقه ی بسیار،بیش از حد یک غذا را به کودکش بدهد،که او را بیمار خواهد ساخت.

آثار زیانبار افراط و تفریط
خروج از مرز تعادل،زیانبار و حسرت آفرین است،چه به صورت زیاده روی و افراط باشد،چه به شکل سستی و کوتاهی.کسی که اوقات خود را بیش از حد هدر می دهد و از عمر خود استفاده ی شایسته نمی کند،پشیمان خواهد شد و این دستاورد و ثمره ی تفریط اوست.

«ثَمرُ التّفریطِ النَّدامَةُ:ثمره و نتیجه ی تفریط،پشیمانی است».10 پس از این سخن،می افزاید:ثمره ی احتیاط هم سلامتی و ایمنی است،این کلام می رساند که تفریط در مورد قبلی هم آنجاست که دوراندیشی مورد غفلت قرار گیرد و تفریط در حزم و عاقبت نگری که به  صورت سهل انگاری و بی مبالاتی جلوه می کند،ندامت به بار آورد.

تأثیر سوء افراط و تفریط در امور مربوط به دل نیز بسیار است.نه اسیر دل شدن خوب است،نه بی اعتنائی به آنچه به قلب مربوط می شود.حضرت امیر(ع)،کوتاهی درباره ی دل را زیانبار و افراط درباره ی آن را فسادآور می داند:«فَکُلُّ تَقصیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ کُلُّ اِفراطٍ لَهُ مُفسِدٌ».11

پس در حالات قلب و آنچه به امور باطنی مربوط می شود نیز،تعادل مطلوب است و خروج از این محدوده،ویرانگر و تباهی آفرین است.

کوتاهی در انجام وظیفه و کار بایسته،انسان را دچار عذاب وجدان می کند و چنین تفریط کننده ای احساس اندوه می کند و این نتیجه ی همان کوتاهی هاست،به تعبیر آن حضرت:«مَن قَصَّرَ العَمَلِ ابتُلِیَ بِالهَمِّ:هر که در کار و تلاش کوتاهی کند،به غصه و اندوه دچار می شود».12
این محنتی که می کشم از تنگی قفس                                  کفران نعمتی است که در باغ کرده ام

از سوی دیگر،وقتی دستگاه الهی،دستگاه پاداش بر نیکی هاست.هر قصوری در این زمینه،اسباب ندامت می شود و احساس خسارت را به دنبال دارد.کلام آن حضرت در این زمینه چنین است:«هرگاه به پاداش الهی اطمینان داشتی،کوتاهی در انجام کار نیک،مایه ی خسران و زیان است».13

نداشتن جدّیت در کار و سستی و سهل انگاری که صورت دیگری از همان تفریط است،سبب تضییع حقوق دیگران می شود.در این مورد نیز کلام حضرت چنین است:«مَن اَطاعَ التَّوانِیَ ضَیَّعَ الحُقُوقَ…: کسی که از سستی و سهل انگاری پیروی کند،حقوق را تباه می سازد…».14

فرصت های فراوان و مناسبی برای عمل صالح و انجام وظیفه پیش می آید.تنبلی و بی حالی و کوتاهی کردن،فرصت ها را هدر می دهد و پیامد آن غصّه و حسرت است،هم در دنیا و هم در آخرت،به ویژه آنجا که این تفریط ها موجب تضییع حق دیگران شده باشد و امکان جبران نباشد.

در اشاره به این اندوه و خسارت،حضرت می فرماید:«کسی که در ایام و دوران امید و آرزومندی و پیش از رسیدن اجل و مرگ،در انجام آنچه که بایسته است،کوتاهی و تفریط داشته باشد،هم درباره ی کارش دچار خسران می شود و هم فرا رسیدن اجل به زیان اوست».15

و در سخنی دیگر کوتاهی در ادای حق هر نعمت را زمینه ساز زوال آن نعمت می شمارد».16

همان گونه که کوتاهی و تفریط،غصه آور و تباهی آفرین است،افراط و زیاده روی هم،حتی در مقدس ترین امور،مثل حبّ اهل بیت(ع) و دوست داشتن امیرالمؤمنین(ع) انسان را به بیراهه می کشد.خود آن حضرت در اینباره می فرماید:«هَلَکَ فیَّ رَجُلان:مُحِبٌّ غالٍ و مُبغِضٌ قالٍ:دو نفر درباره ی من هلاک شدند،دوستدار غلوّ کننده و دشمن کینه توز».17

باری…همواره باید بر دوری از زیاده روی و کوتاهی تأکید داشت.«اندازه نگه دار که اندازه نکوست».

پی نوشت ها
1- «وَ کذلِکَ جَعَلناکُم اُمَّةَ وَسَطاً…»،سوره بقره آیه 143.
2- «خیرُ الأمور اَوساطُها(اوسطها)»،بحارالأنوار 74/383.
3- نهج البلاغه،خطبه 16.
4- نهج البلاغه،خطبه 94.
5- ما بالُکُم لاسُدِّدتُم لِرُشدٍ وَ لاهُدِیتُم لِقَصدِ،(همان،119).
6- سوره نحل،آیه 9.
7- نهج البلاغه،نامه 31 (بند 109).
8- نهج البلاغه،حکمت 70.
9- «اِنّ اَبغَضَ الخلائِقِ الی اللهِ رجلان:رجلٌ وَ کَلَهُ اللهُ نفسِهِ فهو جائِرٌ عن قصدِ السّبیلِ»،(نهج البلاغه،خطبه 17).
10- نهج البلاغه،حکمت 181.
11- نهج البلاغه،حکمت 108.
12- همان،حکمت 127.
13- «وَ التَّقصِیرُ فی حُسنِ العَمَلِ اذا وَثِقتَ بالثّوابِ عَلَیهِ غَبنٌ»،(همان،حکمت 384).
14- نهج البلاغه،حکمت 239.
15- «وَ مَن قَصَّرَ فی اَیّامِ اَمَلِهِ قَبلَ حُضورِ اَجَلِهِ،فَقَد خَسِرَ عَمَلَهُ وَ ضَرَّهُ اَجَلُهُ»،(همان،خطبه 28).
16- همان،حکمت 244.
17- نهج البلاغه،حکمت 469.در همین حکمت،این سخن به این صورت هم نقل شده است:«یَهلِکُ فِیَّ رَجُلانِ:مُحِبٌّ مُفرِطٌ وباهِتٌ مُفتَرٍ».
منبع : درسهایی از نهج البلاغه – 7– اعتدال – جواد محدّثی.

انتهای پیام