علت از لورل، معلول از هاردی

نوبت شما به نقل از وبلاگ “نگار آشنا” نوشت: …هنوز داشتم به کمدی لوُرل و هاردی نگاه می کردم، گاهی می خندیدم، گاهی انتظار می کشیدم که اتفاقی بیفتد

 80

…و باز یکی از سخنان استاد که در ذهن دارم و گاهی آنرا برای خود مرور می کنم و بد نیست برایتان بگویم، شاید مشکلتان را حل کند، این است که می فرمود:

” … و الٌا می شد فیلم کمدی ” لوُرِل هاردی “، یادتان هست؟! شیر آب را باز می کرد پنجره  بسته می شد، پنجره را می بست شعله گاز روشن می شد، کلید لامپ را می زد در خانه از جا در می آمد و کنده می شد و بالاخره هم خانه کلاً منفجر شد و آتش گرفت…”

… یادم بود، چند بار دیده بودمش، خوب یادم بود…

          

…هنوز داشتم به کمدی لوُرل و هاردی نگاه می کردم، گاهی می خندیدم، گاهی انتظار می کشیدم که اتفاقی بیفتد، گاهی از کارهای هاردی لَجَم می گرفت و خود را جای لوُرل می گذاشتم و اعصابم خُرد می شد، رفته رفته خنگ بازی های هاردی وضع را وخیم تر می کرد، پیش خود می گفتم این لورل بیچاره چه می کشد از دست این هاردی دیوانه و انصافاً عجب صبری دارد که خفه اش نمی کند ! … اما یکمرتبه با صدای صلوات، گویا برق از چشمانم پرید، لحظه ایی به خود آمدم و خود را در کلاس، آنهم درمقابل استاد و در جمع دوستان و در حالی که کتاب در مقابلم باز است دیدم، و این صلوات پایان کلاس بود که فرستاده بودند و من آنروز با مثال استاد پرواز کرده بودم…

استاد، امّا می خواست همان  “قانون علیت عزیز” را بگوید، همانکه تا بحال چند بار برایش سینه چاک کردیم،  و زیر علمش سینه زدیم، می خواست بگوید اگر فکر می کنید هر چیزی از هرچیزی بوجود می آید اشتباه کرده اید، این غلط است، هر چیزی نمی تواند علت هر چیزی باشد و الّا می شد همانکه در فیلم دیدید، بالاخره باید سنخیتی بین علت و معلول وجود داشته باشد.

باز کامنت نگذارید که ” وای چقدر سخت بود ” ، ” هلاک شدیم ” ، ” سرمان مثل قطار سوت کشید” و…اینکه چیز سختی نیست، سرتان گیج نمی رود، خیلی ساده است، آنقدر آسان که حتی بچه تازه متولد شده هم آنرا در عمل و رفتارش تصدیق می کند، هنگام گریه کردن های ناگهانی اش، یا وقت شیر خوردنش و… ناراحت نشوید، حتی باید بگویم حیوانات هم آنرا درک می کنند، قبول ندارید؟! این گوی و این میدان، یکی از آنها را گیر بیاورید و آزمایش زیر را روی او اجرا کنید: مثلا همین آقای گوسفند را پیدا کنید و با احترام از او برای صرف نهار دعوت کنید، مطمئناً روی شما را زمین نمی اندازد، آدرس را هم طوری به او بدهید که کاملاً مستقیم باشد و هیچ  پیچ وخمی نخورد تا خدایی نکرده گم نشود،

                                  

خانه شما تمییز است، سفره را آنجا نیدازید، اذیت می شود، خدا را خوش نمی آید، همان دَمِ در، توی حیاط یا کوچه تعارف کنید بنشیند، آنجا راحتتر است،لازم نیست بخود سخت بگیرید، مهمانتان خیلی خاکی است، حتی سفره سفیدِ گل گلی هم نمی خواهد، فقط غذایتان آماده باشد، معطلش نکنید، راه زیادی آمده، خسته است وبه شدت گرسنه، زودتر غذایش را بدهید والّا صدایش در می آید و آبرویتان را مثل آب روی غذا می نوشد ، حالا موقع آوردن غذا است، غذای این مهمان را با شکوه در فُرغونِ مخصوصِ مهمان قرار دهید و بیاورید مقابلش، دیگر تحمل ندارد، زود باشید برایش بریزید یا بکشید، نمی دانم هر کار که می کنید بکنید…

آفرین آفرین آفرین…خُــُـــُـــُـــُــُـــب این هم از غذاآآآآ، خوراکِ سنگ با کُلوخ و خاک رُس، نوش جاااان، بخور انشاالله گوشت تنت شود…

گوسفند بیچاره اگر زبان می داشت، نمی دانم چه بر آن جاری می کرد، شاید هم بدانم ولی شَأن این وبلاگ اجازه نمی دهد بگویم، به هر حال بعد از جَرُّ و بحث با شما نهایتاً یک سوال، آنهم بصورت اعتراضی می پرسید و بعد با دلی شکسته راهش را می گرفت و می رفت، می پرسید: آخر سنگ که نمی تواند مرا سیر نماید؟! کلوخ که ضعف مرا برطرف نمی کند؟! خاک رُس برعکس برایم زخم معده می آورد؟! خودتان بودید می خوردید؟!!!

این همان قانون علیت است، می دانم که می گویید خیلی سخت نبود، قانون همیشگی و جاویدان علیت را همه بلدیم و غافلیم از آن، قانون فضای وجودات متکثره، نه وحدت شخصی وجود که آنجا علیت رنگ می بازد…همان قانون خودمان، آری، عدمِ هم جنسی و عدمِ وجودِ سنخیّت و سازگاری بین علّت و معلول را فقط در کُمدی و طنز می توان تصوّر کرد، فقط  لُورل است که می تواند شیر آب را باز کند تا پنجره بسته شود و فقط هاردی است که اگر بخواهد گاز را خاموش کند کلید لامپ را می زند و گرنه حتی گوسفند میهمان هم فهمید که علّت سیر شدنش نمی تواند سنگ و کلوخ باشد؛

                                         

اگر قرار بود اینگونه باشد، دنیا می شد مثل همان کُمدی لُورل و هاردی، خدا را شکر اینگونه نیست و الّا سنگ رو سنگ بند نمی شد، هر چیزی علّت هرچیزی می توانست باشد و بقول علامه: لَصَدَرَ کُلُّ شَئٍ عَن کُلُّ شَئٍ،

نتیجه

حالا که باید علّت و معلول هم سنخ باشند، پس نمی توانید از آب توقعِ گرم کردن و از آتش توقعِ خیس نمودن را داشته باشید، یا توقع داشته باشید با اینکه علّت قبولی در امتحان درس خواندن است و شما نخوانده اید، باز هم قبول شوید، قبول شدن معلول اگر باشد، علت همجنسش درس خواندن است، و متقابلاً درس نخواندن معلول همجنسش قبول نشدن است، در سفر اصفهان هم اگر بنزین نزدید توقع نداشته باشید باک ذخیره شما را به دیدار سی و سه پل نائل کند، هر علّتی معلول خاصّ و همجنس خود را می طلبد، اگر نمازی که علّت عاقبت بخیری است و خُمس و زکاتی که سبب برکت درزندگی است را عمل نکردیم، این انجام ندادن ها علت عدم عاقبت بخیری و عدم برکت در زندگی است. راستی هنگام دعا و درخواست از خدا، آیا به سنخیّت آنچه می خواهیم و آنچه لایق آن هستیم توجه داریم ؟!!!

چه کنم که همه می گویید خلاصه بنویسم، پس من با این همه مطلبی که باید بگویم چه کنم؟! فقط می توانم مثل موری که برای زمستانش توشه ایی ذخیره می کند، آنها را در لابلای سطور نانوشته و ورقهای کتاب ناخوانده خود پنهان کنم تا وقتِ وقتش.

 و چقدر داریم از این روایات که علّتها و معلولهای همجنس را گفته اند، مثال بزنم برایتان، هم بخوانید و لذت ببرید ، هم عمل کنید، هم فکر کنید در قانون علیّت، قانون عشق:

قال علی (ع): لکل شیء سبب / هر چیزی سببی دارد.

قال علی(ع): سبب الفجور الخلوة/ سبب گناه کردن خلوت است.

قال علی(ع): سبب  السلامة الصمت/  سکوت سبب سلامت است.

قال علی(ع): سبب الوقار الحلم/ سبب وقار، حلم و بردباری است  و…      

 وکُلُّها مِن “غُرَرُ الحِکَم”

انتهای پیام

درباره

کلیک کنید

بیت کوین در آینده و ارزهای دیجیتال و رمزنگاری شده

محققان دانشگاهی در دانشگاه تگزاس حداقل نیمی از افزایش بیت کوین را به قیمت پائین ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *