می 25, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

امان از غرور و خود پسندی

نوبت شما به نقل از وبلاگ “انجمن فرزانگان کویر دامغان” نوشت:

غرور

روزی پادشاهی بر سرای دیوانه ای گذشت . با کبر و غرور به او گفت :

 

ای دیوانه حاجتی از من بخواه ، گه همه عالم زیر فرمان من است و هر چه خواهی به تو بخشم .

 

بردیوانهٔ بی دل شد آن شاه 

که ای دیوانه از من حاجتی خواه

چو خورشیدست تا جم چرخ و رخشم

چرا چیزی نخواهی تا ببخشم

 

مگسی از مزاحمت دیوانه را عاصی کرده بود رو به پادشاه نمود و گفت :

 

این مگس را از من دور کن ! که گویی غیر من کسی را در عالم ندیده .

 

بشه دیوانه گفت ای خفته در ناز

مگس را دار امروزی ز من باز

که چندان این مگس در من گزیدند

که گویی در جهان جز من ندیدند

 

پادشاه به او گفت : این کار از من برنمی آید . مگس در فرمان من نیست !!

شهش گفتا که این کار آن من نیست

مگس در حکم و در فرمان من نیست

 

و دیوانه گفت ….

بدو دیوانه گفتا رخت بردار

که تو عاجزتری از من بصد بار

چو تو بر یک مگس فرمان نداری

برو شرمی بدار از شهریاری

 

امان از غرور و خود پسندی !

انتهای پیام