جولای 4, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

دخترم، عروسیت مبارک، اما…

نوبت شما به نقل از وبلاگ “آدامس شیک” نوشت:

siHcZZ_500

يک هفته بود کارتهاي عروسي روي ميز بودند. هنوز تصميم نگرفته بود چه کساني را دعوت کند. ليست مهمانها و کارهاي عروسي ذهنش را پر کرده بود…
براي عروس مهم بود كه چه كساني حتما در عروسي اش باشند.. از اينكه داييش سفر بود و به عروسي نمي رسيد دلخور بود، کاش مي آمد …


خيلي از كارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئيس …
خودش کارتها را مي برد با همسرش! سفارش هم ميكرد كه حتما بيايند. اگر نياييد دلخور ميشوم.
دلش مي خواست عروسي اش بهترين باشد. همه باشند و خوش بگذرانند..
تدارک هم ديده بود.. آهنگ و ارکست هم حتما بايد باشند، خوش نمي گذرد بدون آنها!!!؟
بهترين تالار شهر را آذين بسته ام!
 چند تا از دوستانم که خوب ……….ند حتما بايد باشند تا مجلس گرم شود. آخر شوخي نبود که. شب عروسي بود…
همان شبي که هزار شب نميشود، همان شبي که همه به هم محرمند، همان شبي که وقتي عروس بله ميگويد به تمام مردان شهر محرم ميشود… اين را از فيلم هايي که در فضاي سبز داخل شهر ميگيرند فهميدم، همان شبي که فراموش ميشود عالم محضر خداست…
آهان يادم آمد. اين تالار محضر خدا نيست، تا مي توانيد معصيت کنيد.
همان شبي که داماد هم آرايش ميکند.
همه و همه آمدند حتي دايي و …
اما ………………… کاش امام زمانمان “عج” بود… حق پدري دارد بر ما… مگر مي شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عروس برايش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود…
به تالار كه رسيد سر در تالار نوشته بودند: (ورود امام زمان”عج” اكيدا ممنوع!)
دورترها ايستاد و گفت: “دخترم عروسيت مبارک! ولي اي كاش كاري ميكردي تا من هم مي توانستم بيايم… مگر ميشود شب عروسي دختر، پدر نيايد!؟ “
دخترم من آمدم اما …
گوشه اي نشست و دست به دعا برداشت و براي خوشبختي دختر دعا کرد.
.

خودنویس:
نوشته ای که خواندید را چندوقت پیش یکی از دوستانم از بالای منبر، برایم خوانده بود.
اگر اشتباه نکنم در خاطرات شهید میثمی – از شهدای اصفهان – خواندم که قبل از مراسم عروسیش، به حرم مطهر حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) رفته بود و دعوت نامه ی عروسی خود را در ضریح انداخته و گفته بود:
“تشریف بیاورید. حتما.”
مراسم عروسی سطح شهر را می بینید!؟ گاهی که از گناه و لهو و لعب لبریز است و گاه هم شاید گناهی درشان نباشد اما بسیار پر زرق و برق اند! آنها که شب اول زندگیشان را با گناه و حتی حرام آغاز می کنند که باید در اسلامشان شک کرد، آنها هم که پر زرق و برق برگزار می کنند و تالار و پذیرایی های آنچنانی و ماشین و تزئین و لباس و ریخت و پاش های میلیونی، خب به آنها می توان گفت: “مرفه بی درد! “
نمی دانند چه اندازه هستند که نیازمند یک سیب این عروسی یا یک لقمه ی اسراف شده ی این مراسم اند!؟
رسم زیبایی دیدم… چندی پیش بود که عروسی یکی از دوستانمان بود و برای ولیمه، ما هم دعوت بودیم. این دوست ما با اینکه درآمد و شغل مناسبی داشت، مراسم عقد و عروسیش کاملا ساده و خیر بود. برای عقد که با خانم به مشهدالرضا رفته بود وخطبه را در جوار امام هشتم خوانده بودند و پس از آن هم نزدیکان را به یک ولیمه در منزل پدری دعوت کرده بود و برای عروسی هم زائر کربلا بودند و پس از آن مجددا ولیمه. گویا مبلغی را هم کمک به خرید جهزیه برای خانواده های تنگ دست کرده بود.
برکت زندگی را می شود از همان شب اول نابود کرد و یا پربار. حقیقتا چه زیانی می کنند آنها که دید سطحی و بچه گانه ای به این مراسم دوخته اند. انشاالله کاری کنیم که ولی عصر ارواحنا فداه، میهمان حضوری تمام مراسم شهرمان باشد.

 

 
هدفـ این استـ کـه رَه گمـ نشود| نقطه سر خط – – –

انتهای پیام