می 25, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

خادم حوزه علمیه

نوبت شما به نقل از وبلاگ “سربداران” نوشت:

Copy of khadem

یه خادمی تو حوزه علیمه بود که کارهای حوزه رو انجام میداد مثل نظافت دستشویی و تعویض آب حوض …….  کمک ما هم میداد وقتی میخواست بره بازار میگفت من میخوام برم بازار کسی چیزیی نمیخواد براش بگیرم یا هروقت میخواست لباس های چرک خودش بشوره به ما میگفت من دارم لباسامو میشورم کسی لباس چرک داره بده من بشورم…………………..

یک شب برای نماز شب بلند شدم برم لب حوض وضو بگیرم دیدم  اتاق خادم روشنه ،( اون موقع اکثر مناطق برق نداشت حتی شهر ها هم برق نداشتن فقط خونه های ثروتمندان برق داشتن) رفتم جلو دیدم نور شعم نمیتونه اینقدر زیاد باشه مثل نور خورشید بود رفتم پشت اتاق خادم دیدم خادم داره با یکی حرف میزنه من صدای خادم رو به راحتی میشنیدم اما صدا اون فرد که خادم داشت باهاش صحبت میکرد برام مفهموم نبود تا دیدم چند دقیقه دیگه خادم صحبتش تموم شد و نور تو اتاق هم از بین رفت درب اتاق خادم رو زدم تا خادم درب رو باز کرد گفتم این چی بود؟ خادم گفت چی چی بود؟ به خادم گفتم من همه چیز رو دیدم اگه نگی صبح به همه بچه ها میگم خادم دستمو گرفت برد داخل اتاق گفت اول قسم بخور تا عصر جمعه به کسی  راز منو فاش نکنی منم هم قسم خوردم تا عصر جمعه رازشو به کسی نگم .

خادم گفت: میدونی که امام زمان به جز 313 نفر یار 30 نفر یار دارند  که کارهایی که آقا بر عهدهشان قرار میده انجام میدن اقا اومدن گفتن یکی از 30 نفر یارام 

فردا عصر جمعه از دنیا میره و تو رو جایگزین میکنم 

فردا جمعه شد من هم خادم رو زیر نظر گرفته بودم ببینم چکار میکنه دیدم مثل همیشه نظافت حوزه علیمه  انجام  می داد و لباس شسته خود رو روی طناب می گذاشت تا خشک بشن بعد نزدیکا های ظهری دیدم در حوض حیاط حوزه علیمه غسل انجام داد بعد ظهر رفت لباسشو از روی طناب برداشت و عصر جمعه از حوزه علیمه رفت بیرون دیگه برنگشت از بچه ها پرسیدم خادم کوجا رفت گفتن شاید رفته بازار ،من گفتم نه ، جریان رو به بچه ها گفتم ، یکی از بچه ها گفت چرا زودتر نگفتی تا حداقل ما خادمی این خادم رو بکنیم گفتم قسمم داده بود تا این موقع به کسی چیزیی نگم و خادم رفت………………………………………………………….

 از هجر تـو بی قرار بـودن تا کـی؟    بازیچه روزگـار بـودن تا کـی؟

ترسم که چراغ عمر گردد  خامـوش      دور از تو به انتظار بودن تا کـی؟

ما را که به خدمتت رسیدن سخت است   دیدن همه را تو را ندیدن سخت است

بار غم تو به جـان کـشیدن آسـان       از دشمن تو طعنه شنیدن سخت است

اللهم عجل لویک الفرج 

 
انتهای پیام