جولای 2, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

گلدون وبلاگی سایت “نوبت شما”

“نوبت شما” سایت جامع وبلاگ نویسان استان سمنان در نظر دارد هر روز گلیچینی از مطالب وبلاگ های استان را در این بخش تقدیم همسنگران جبهه جنگ نرم نماید. پس با ما همراه باشید:

88

نوبت شما به نقل از وبلاگ “بچه های حرم” نوشت:

95391_197

حق دارید از دست حاج محمود عصبانی باشید (و از این عصبانیت بمیرید)

منم جای شماها بودم …

از کسی که کاملا ولاییه …

از کسی که چندهزارتا جوون جور واجور رو زیر بیرق اهل بیت جمع می کنه…

از کسی که ملت برای اینکه تو مجلسش باشن و ببیننش از سه ساعت قبل مراسمش دیگه جایی واسه نشستن باقی منزارن…

از کسی که جوونای شهرستانی برای اینکه هر روز محرم بیان مجلس روضه اش شبا میرن حرم امام می خوابن…

از کسی که مردم از بسم الله اول تا دعای اخر روضه اش زار میزنن…

از کسی که جواب رد به خیلی از جریان های سیاسی داد…

از کسی که باج به هیچ شخص و گروه سیاسی نداد و زیر بلیط هیشکی نرفت…

از کسی که تو تک تک مجالسش از رهبرش حرف میزنه …

عصبانی بودم و تمام تلاش خودمو می کردم که خرابش کنم.

88

 

نوبت شما به نقل از وبلاگ“شهدای زورخانه بستان شهر سمنان” نوشت:

zoor

در فتوت نامه سلطانی تحت عنوان درّ معانی و فواید متفرقه که تعلق به شدّ دارد، درباره شرایط میان بستن یا کمربستن که ازآداب دینی ایرانیان باستان بوده و در میان جوانمردان بعد از اسلام، هنگام رسیدن به مرحله شدّ صورت میگرفته، اصولی از آیین فتوت مخصوص شدّ بیان گردیده که آداب و دستورالعمل ­های آن میبایست به عیاران و شاطران تعلق داشته باشد. ” شدّ ” روی به مبارزه نهادن، استواری در کسوت یافتن، دویدن یا یکباره وارد مرحله بزرگی شدن و همچنین نیرومند شدن معنی میدهد

استاد هنگام رسیدن شاگرد به مقام شدّی طی انجام تشریفاتی، کمر او را با پوشاندن شلوار کشتی می­بست و در همان حال کلماتی مانند دستور عمل گل کشتی منتها درباره فتوت بر او می­خواند. اکنون در اینجا سخنانی که توسط استاد به شاگرد هنگام کمربستن او در قرن نهم گفته می­شده از فتوت نامه سلطانی آورده می­شود.

اگر پرسند کلماتی که استاد در وقت میان بستن بر شاگرد می­خواند چند است؟ بگوی دوازده. اگر پرسند آن دوازده کلمه کدام است؟ بگوی:

اول) تولی به دوستان خدا

دوم) تبری از دشمنان خدا

سوم) امر به معروف

چهارم) نهی از منکر

پنجم) عدل کردن

ششم) دست از حسد برداشتن

هفتم) شرایط فتوت دانستن و بجای آوردن

هشتم) جوانمردی کردن

نهم) با پیر مرید بودن

دهم) مرید را پیر بودن

یازدهم) غالب را نازل بودن

دوازدهم) نازل را غالب شدن.

CrThumb.aspx

ادامه مطلب

88

 

نوبت شما به نقل از وبلاگ “حسین دانائی” نوشت:

Semnan arg 2-Hossein Danai -  ارگ سمنان - حسین دانائی
نماد شهر، دروازه ی ارگ سمنان است که یکی از ده ها اثر باستانی شهر می باشد. این بنا در زمان ناصرالدین شاه قاجار ساخته شده و در نمای شمالی آن تصویر بسیار زیبائی از نبرد رستم و دیو سپید نقش بسته است. سمنان را به گویش محلی «سِمَن» می گویند و سِمَن را به گونه های مختلفی معنی کرده اند که در این جا به دو مورد متداول آن اشاره می کنم:
 بعضی ها نام اولیه ی سمنان را “سه مَه نان” دانسته، به این معنا که حاصل تلاش کشاورزان شهر، فقط سه ماه نان و آذوقه شان را تامین می کرد. بعضی دیگر می گویند سمنانی ها وقتی با خبر شدند امام رضا به قصد خراسان از سمنان عبور کرده با خورجینی از “سه مَن نان” امام را در مسیر سمنان – خراسان تعقیب کردند. برای این تعریف ها سند محکمی وجود نداشته و به نظر درست نمی آیند. به زبان سمنانی عدد “سه” را “هِرَ”، “مَن” (معادل سه کیلو) واحد وزن قدیم را “مُن”، “نان” را “نون”  و ماه را همان ماه و نه “مَه” می گویند “هِرَمُن نون” و “هِرَماه نون” هیچ شباهتی به “سه مَن نان” و “سه مَه نان”، و یا سمنان ندارد ولی مطمئنن نان همیشه غذای اصلی مردم بوده است. ممکن است این نام ها از طرف فارسی زبان ها ساخته شده باشند. کومش یا قومس نام قدیم منطقه ی سمنان بوده است.
در سال های پیش از انقلاب چون امکانات شهر برای کار و پیشرفت اهالی کفایت نمی کرد این اصطلاح بین سمنانی ها رایج بود که سمنان جای پیشرفت نیست و به سبب نزدیکی شهر به پایتخت، خیلی از سمنانی ها راهیِ تهران می شدند و گویا انجمنی هم به نام “انجمن سمنانی های مقیم تهران” داشته و دارند.

ادامه مطلب

88

نوبت شما به نقل از وبلاگ “پاتوق وبلاگ نویسان شاهرود” نوشت:

9 dey

 ظلم بر حسین(ع) به روز  عاشورا و به  سرزمین  کربلا  محدود  نشده است و عاشورای حسینی  در  طول تمام  تاریخ،  محکی بوده برای جدا شدن صف یزیدیان از عاشورائیان که حضرتش فرمود “کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا” اهانت به امام حسین(ع) یکی از دردناک‌ترین مقاطع تاریخ شیعیان است. 

#اهانت به خاندان، اهانت به  مضجع شریف، اهانت به مراسم عزاداری، اهانت به …، اهانت از سوی عباسیان، اهانت از سوی بهائیت، اهانت از سوی وهابیت و یک نمونه از اهانت به  آن  امام  بزرگوار  در زمان  «متوکل عباسی» صورت  گرفت؛ چنان که «متوکل دستور داد قبر آن بزرگوار را تخریب کرده، شخم زدند  و آب صحرا را به  سمت آن  روانه  کنند، تا  قبر به کلی  از بین رود اما، به امر الهی آب حیرت آورد و به قبر نرسید.

#از دیگر نمونه‌های اهانت به مضجع شریف آن بزرگوار در زمان حمله وهابی‌ها به کربلا به رهبری «سعود بن عبدالعزیز» در سال ۱۲۱۶ قمری صورت گرفت  که حرم صدماتی جدی دید، گنبد مطهر تخریب و بسیاری  از شیعیان توسط  وهابیون به شهادت رسیدند، تمام اموال حرم به  تاراج رفت و صدمات زیادی به شهر وارد شد، در کوچه و  بازار خون  محبان حسین (ع)  جاری گشت؛ به  گونه ای که مردم این واقعه را کربلای دوم نامیدند.

#در سال ۱۹۹۱ میلادی (۱۳۷۰شمسی) نیز از حزب منحوس بعث و به دستور صدام در جریان انقلاب شیعیان حملات وحشیانه‌ای  به حرم  شد،  عده‌ای از شیعیان به شهادت رسیدند  و  بخشی از حرم  و  گنبد مطهر تخریب شد، به طوری که آثار برخی از گلوله‌ها و جنایت بعثیون هنوز بر روی دیوارهای حرم قابل مشاهده است.

#اما آنچه از همه حیرت‌آورتر است اهانتی‌ست که به اباعبدالله الحسین، در ایران، تهران و در روز عاشورای سال ۱۳۸۸ شمسی صورت گرفت.

آری، تا پیش  از روز  عاشورای  سال ۸۸  جماعت  فتنه‌گر و سران فتنه، بیرق تقلب را به دست داشتند و مدعی بودند در اعتراض به وقوع تقلب در انتخابات به عرصه آمده‌اند و فراخوان اردو‌کشی خیابانی داده‌اند اما فجایع و اهانت‌هایی که توسط این جماعت فتنه‌گر در عاشورای آن سال رخ داد، نشان داد که اصل دشمنی این  جماعت با شریعت  ناب محمدی و مکتب حسینی  و عاشورایی است به گونه‌ای که حتی از حمله و به آتش کشیدن خیمه‌های عزای حسینی نیز ابایی ندارند و به مانند اسلاف ناپاک خود در روز عاشورای حسینی به سوت، کف‌ زدن و هلهله پرداختند و این وقاحت و بی‌شرم ی را   تا جایی پیش بردند که این جماعت را  ”امت خداجو”  نام  نهادند و مرتکب شدند آنچه را که قلم از شرح و بیان آن شرم دارد ….

جریانی که پشتش به فرقه ضاله بهائیت و به رهبری صهیونیزم جهانی نیز گرم بود، در این روز به طور کامل نقاب از  چهره  انداخت و با جسارت به مراسم عزای امام حسین(ع)، سوت، کف‌زدن و هلهله در روز عاشورا، بی‌حرمتی به خیمه، پرچم و عزاداران حسینی و  دراز دستی  به سمت نمازگزاران ظهر عاشورای تهران، نام جریان خود را در کنار سایراهانت‌کنندگان و ظالمان در حق حسین(ع) و خاندان حسین(ع) در تاریخ ثبت کرد.

مقام معظم رهبری ۱۵ روز  قبل از آنکه این جریان  چهره منافقانه خود  را با جسارت به روز عاشورا و به ساحت امام حسین(ع) بی هیچ شک و شبهه ای بر همگان آشکار کند، می‌فرمایند:  ”بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود.

متانت جمهوری اسلامی در برخورد با فتنه جویان و سران آنها سبب وقاحت و بی شرمی آنان شده و اکنون نیز برخی از فتنه گران که در آن ایام در سایه به خط دهی و هدایت فتنه مشغول بودند در نهایت پررویی زمزمهء برداشته شدن محدودیت از سران  فتنه را سر  میدهند در حالیکه  ملت  فهیم  ایران بیصبرانه منتظر برپایی جلسهء محاکمهء آنان هستند ..

در ادامه مطلب، تصاویری عبرت انگیز از فتنه 88 ببینید…

88

 نوبت شما به نقل از ” سرباز ولایتی ” نوشت: این داستان از قول استاد فرحزاد وایشان از قول ملا اسماعیل سبزواری بیان نموده اند

ali_amiralmomenin-mazhabiun.ir-37

روزی فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی علیه السلام به امیر المومنین که فرزند آخر بوده وکوچک بوده می گوید: من این علی کوچولو را خیلی دوست دارم .

علی علیه السلام در جواب مادر بزرگوارشان می فرماید :به من نگو علی کوچولو من کوچولو نیستم.

مادر: شما کوچولو نیستی؟؟!
نه من از جلوترها بوده ام

مادر: یعنی شما از من بزرگ تری ؟

حضرت امیرالمومنین می فرماید: من یه نمونه را براتون تعریف می کنم . تا بدانی من کوچولو نیستم .
مادر یادتون هست موقعی که یک دختر جوانی بودی وبا چند تا از دوستان برای تفریح بیرون شهر رفته بودید ومردی همراه شما نبود. ودر آن بیابان شیری به شما حمله کرد؟ یادتون هست ؟ مادرش :گفت بله

امیر المومنین فرمود یادتون هست از ترس به وحشت افتاده بودید؟مادرش گفت :بله حضرت امیرفرمود: یک جوان آمد ونهیبی به شیر زد وشیر  رفت وشما نجات پیدا کردید.

وشما گردنبندتان را بیرون آوردید وگفتید این هدیه وجایزه  شماست  آیا همه این حرف ها درسته ؟ مادرشان گفتند بله

آنگاه امیر المومنین دست در آستین کردند و همان گردنبند را به مادرشان دادند.

(قصه پنج تن آل عبا با سایر انسان ها فرق دارد حتی حضرت آدم خدا را به پنج تن قسم داد تا بخشیده شد)

88