نوامبر 28, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

رمز یک محبوبیت

نوبت شما به نقل از وبلاگ “دامغان نامه” نوشت: 1 –  مختصری از دوران کودکی تا جوانی حاج آقا بخصوص دوران تحصیل و اساتید ایشان شرح دهید، به نظر شما بزرگ ترین استادان حاج آقا که بیشترین نقش و تاثیر را در پرورش ایشان داشتند چه کسانی بودند؟

marasem015

چندی پیش هفته نامه کویر (اول اسفند 1391) با اینجانب مصاحبه ای درباره پدر بزرگوارم زنده یاد حضرت حجت الاسلام والمسلمین مرحوم حاج سید مسیح شاهچراغی نمود که متن آن به شرح ذیل است.

1 –  مختصری از دوران کودکی تا جوانی حاج آقا بخصوص دوران تحصیل و اساتید ایشان شرح دهید، به نظر شما بزرگ ترین استادان حاج آقا که بیشترین نقش و تاثیر را در پرورش ایشان داشتند چه کسانی بودند؟

بسم الله الرحمن الرحیم؛ مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مسیح شاهچراغی متولد 1302 شمسی در روستای حسن آباد دامغان از پدر زحمتکش و مذهبی و مادری متدین می باشد. دوران تحصیل ابتدایی را در روستای صلح آباد دامغان که زیر نظر مرحوم حمزه بیگی که استاد قرائت قرآن هم بوده گذراند، و بعد در کنار پدر برای امرار معاش خانواده به کار های مختلف کشاورزی می پرداخت. در سال 1328 برای کار وارد حوزه دامغان شد و بعد از هفته ای به توصیه اساتید رسماً درس را آغاز نمود و در محضر بزرگان حوزه وقت دامغان مانند مرحوم آیت الله شیخ غلامحسین خیری، آیت الله شیخ محمد رضا خدایی ، آیت الله شیخ گلمحمد نصیری ،آیت الله شیخ میرزا آقا عالمی و آیت الله سید میرزا آقا ترابی شاگردی نمودند . چنانچه از صحبت های مرحوم شاهچراغی بر می آمد تمام این اساتید به ویژه مرحوم ترابی و عالمی در شکل گیری شخصیت حوزوی او نقش داشته اند و همواره از آنها با بزرگی یاد می نمود.

2 حاج آقا با توجه به مراتب بالای علمی، مطمئنا اگر در حوزه های بزرگ علمیه همچون قم و مشهد حضور داشتند مراتب بالایی داشتند چه شرایطی باعث شد ایشان در شهر و دیار خود باقی بمانند؟

در پاسخ به این سئوال باید دو نکته را بیان کرد: اولین نکته که خیلی دارای اهمیت است، جایگاه علمی حوزه دامغان در آن دوره بوده است. جایگاهی که باعث گردید از استانها و شهرهای هم جوار دامغان برای تحصیل به این شهر بیایند ، با نگاهی به آن دوره می بینیم اکثر خروجی های حوزه دامغان طلاب بودند که از استان مازندران یا شهرهای سبزوار و سمنان به این شهر آمدند و آن اعتبار به جهت حضور اساتید بزرگی بود که در جایگاه علمی والایی قرار داشتند ، به عنوان مثال آیت الله سید میرزا آقا ترابی در شمار اساتید فقه و فلسفه و هم دوره مجتهدان بنام قم بود و یا آیت الله میرزا آقا عالمی در دوران حضور در نجف مجتهدی بزرگ به شمار می آمد و یا آیت الله خدایی در حوزه خراسان استادی بی نظیر در محسوب می شد.

دومین نکته وضعیت خانوادگی مرحوم آقای شاهچراغی بود ، به جهت زندگی مشترک چهار برادر با هم،  که خانواده ای پرجمعیت را تشکیل می دادند ، تامین هزینه های زندگی مانع از رفتن به شهر دیگری می گردید.

3 مختصری درباره فعالیت های سیاسی ایشان بخصوص قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توضیح دهید. گفته می شود ایشان حتی با فداییان اسلام هم ارتباط و همکاری داشته اند، آیا این موضوع صحت دارد؟

درباره فعالیتهای سیاسی قبل از نهضت باید همرزمان و دیگر مبارزانی که مستقیم با ایشان مرتبط بودند خاطرات خود را در این زمینه بنویسند و یا بیان دارند. ولی از آنچه که در لابلای اسناد و خاطرات به دست می آید ، او را می توان یکی از رهبران انقلاب در دامغان و پشتوانه خوبی برای مبارزان انقلابی دانست. خانه ایشان در قبل از نهضت ، خانه امنی برای فعالان سیاسی بوده و از حضور سیاسیون انقلابی در خانه ایشان و پناه دادن به آنان می توان به نقش ایشان پی برد. همچنین تاسیس کانون جوانان دامغان در سال 1351 اگر چه ظاهراً فعالیتهای مذهبی و قرآنی در برنامه داشت اما برای ساختن نیروهای مبارز و انقلابی پایگاه مهمی بود . امروزه هر کسی را که ما به عنوان انقلابی قبل از انقلاب می شناسیم، مانند حجت الاسلام معلی ، حاج محمد مهدی امیدوار، حاج علی اکبر فرحزاد ، حاج محمد ذوالفقاری ، و ……. همه از مرتبطین این کانون بودند که در کنار شهید شاهچراغی و شهید محمد منتظر قائم فعالیت سیاسی می کردند و سالها متحمل زندان های رژیم طاغوت شدند.

درباره ارتباط با فدائیان هم باید بگویم ارتباط نداشتند و فقط در خاطرات مرحوم شاهچراغی آمده است که هنگامی که مرحوم نواب صفوی با گروهی به مشهد می آمدند ساعاتی را در امامزاده محمد و جعفر دامغان اقامت داشتند که به همراه مرحوم آیت الله سید میرزا آقا ترابی به دیدنشان رفتیم ومرحوم کربلایی کاطم ساروقی معروف به «معجزه قرآن» آنها را همراهی می نمود و مرحوم نواب دقایقی صحبت نمودند. البته بعدها مرحوم شیرازی که از وعاظ خوب تهران و مرتبط با فدائیان بود توسط مرحوم کربلایی سید طاهر شاهچراغی و ایشان برای سخنرانی به دامغان دعوت می شد.

4 چرا ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی از پذیرش مسوولیت ها به غیر از کمیته امداد که در خدمت مستقیم محرومان بود- امتناع می ورزیدند؟

به نظر می رسد ایشان بیشترین وقت خود را وقف تدریس و تربیت شاگرد در حوزه علمیه دامغان کرده بود و از همان سال ورود به حوزه که خود ایشان می گفتند از هفته دومی که در حوزه بودم تدریس را آغاز کردم، لذا در بعضی از این سالها ایشان چهار یا پنج درس در حوزه داشتند و اقامه نماز جماعت در سه نوبت صبح و ظهر و مغرب در مسجد امام حسن مجتبی (علیه السلام)، کمتر فرصت کار دیگری پیدا می کرد و تنها دلیلی که باعث می شد ایشان از قبول مستقیم مسئولیت امتناع داشته باشد ، همین باشد.

5 فکر می کنید چه عواملی باعث شد که سید مسیح این قدر در بین طبقات مختلف مردم محبوبیت داشته باشد؟

به نظر من رمز این محبوبیت را می توان در چند چیز یافت، یکی اینکه مرحوم شاهچراغی هر کاری را که انجام می داد برای خدا بود و خالصاً لوجه الله بود و از حضرات ائمه معصومین (علیهم السلام) روایت داریم که هر کسی که کارش را برای خدا انجام دهد، خدا محبت او را دل مومنین قرار می دهد. نکته دیگر این است که با مردم بود و در طول این عمر نود ساله از مردم جدا نشد، در شادی های مردم شاد بود و در مصائب آنان همراه این مردم بود. مردم او را در کنار خود و در متن زندگی هایشان حس می کردند. مردم می دیدند کسی که در این جایگاه قرار گرفته که بزرگ است و همه مشتاق دیدن او و هم صحبتی با او هستند ، همانی است که از ساده و بی آلایش از بازار میوه و یا جنسی را خریده و در دستمالی پیچیده و هر روز پیاده به سمت خانه می آید و خیلی سهل الوصول است.

مرحوم شاهچراغی تا جایی که توان داشت در تمام مراسم های ختم این مردم در دامغان و شاید در روستاها ، شرکت می کرد و خود را شریک آنها می دانست. در مدت حضور در جبهه ، راهپیمایی ها ، نمازهای جمعه و ….. در کنار این مردم بود و این رمز موفقیت روحانیتی است که خود را از مردم جدا نداند.

6 مرحوم حاج آقا سید مسیح تالیفات و آثاری از جمله اشعاری هم داشته اند، در این باره توضیح بفرمایید.

ایشان در کنار طبع شعری که داشتند ، دارای تالیفاتی بودند و نوشته های مختلفی از ایشان باقی است که شاید بالغ بر چهل دفتر باشد که بیشتر در آنها احادیث و روایات اهل بیت (علیه السلام) آمده است، از خصوصیات ایشان این بود که در هر مطالعه به روایتی می رسید که برای خودش و مردم مفید به نظر می رسید یادداشت می کرد و در جلسات برای مردم بازگو می نمود،  به عنوان مثال کتاب بحارالانوار مرحوم مجلسی که دارای 110 جلد است را با دقت مطالعه نموده و در شش دفتر احادیث دلخواه را نوشته است که از ایشان باقی می باشد. دفتری دیگر که از ایشان باقی است را «ایتام آل محمد» نامیده است و این را براساس خوابی که در دوران جوانی دیده بود که کسی کتابی به این اسم را به او داده است، نوشته بود. دفاتر شعری هم از ایشان باقی مانده که دو کتاب تا به حال به چاپ رسیده است. یکی کتاب «کیمیای حکمت» که ترجمه منظوم احادیث حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) است و دیگری کتاب «از مدینه تا مدینه» که یک ترکیب بند عاشورایی است و به همت آقای حاج مهدی نصیری در انتشارات کتاب صبح چاپ شده است و امیدواریم بتوانیم در آینده آثار دیگری را از مرحوم آقای شاهچراغی زیر نظر استاد حسین معلم دامغانی منتشر نماییم.

7 از ویژگی های ایشان که بتواند برای نسل جوان به عنوان یک الگو استفاده شود، نکاتی را توضیح دهید.

مرحوم حجت الاسلام حاج سید مسیح شاهچراغی که این روزها از او به عنوان الگو و یک معلم اخلاق در دامغان نام برده می شود، ویژگی ها و خصلت های فراوان و گاهی منحصر به فرد داشت که هر کدام از آنها می تواند سرلوحه ای برای ما که فرزندان او هستیم و حتی شاگردان و دوستان و یا جامعه اسلامی باشد که من به نمونه هایی از آن فهرست وار اشاره می کنم:

1.  ایشان سعی می کرد قبل از آنکه حرفی یا توصیه ای را برای مردم و شاگردان بیان کند، خود به او عامل بود. یعنی همیشه علمش را با عمل توام می کرد.

2. توجه به تلاوت قرآن و تدبر در آن؛ از خصوصیات ایشان آن بود که هر روز در نوبت های مختلف مشغول قرآن خواندن بود و در ایام سال هر ده روز یک بار موفق به ختم قرآن می شد و در ماه مبار رمضان ده بار قرآن را ختم می کرد یعنی هر سه روز یک ختم قرآن.

3. توجه به نماز شب و بیداری و تهجد؛ ایشان از اوان طلبگی و جوانی به توصیه اساتید و برادرش مرحوم حجت الاسلام کربلایی سید طاهر شاهچراغی به نماز شب اهمیت می داد و قبل از نماز صبح به تهجد همراه با گریه و انابه می پرداخت. در این اواخر که خوف از آن داشت که از خواب بیدار شود یا نه، قبل از خواب نماز شب را بجا می آورد و می خوابید و دوباره قبل از صبح بر می خواست و عملاً دو بار نماز شب می خواند و به همگان آن را سفارش می نمود.

4. توجه به زیارت عاشورا؛ ایشان بیش از پنجاه سال زیارت عاشورایش با صد لعن و سلام ترک نشد وهمیشه می فرمودند که برکات این عاشورا خوانی را در زندگی اش مشاهده نموده است. این اواخر که ضعف باعث می شد که نتوانند زیارت عاشورا را بخوانند و فراموش کنند ، یکی از فرزندان برای او این زیارت را می خواند.

5. توصیه به قدردانی از مسئولین چه در سطح کلان کشور و یا شهرستان که به نوعی به این مردم و نظام خدمت می کنند . به عنوان نمونه عرض کنم که ایشان در دامغان در جلسات عمومی و خصوصی همیشه می گفتند که باید قدر امام جمعه را بدانیم ، شاکر و قدردان او باشیم ، آقای ترابی در دامغان بیش از توانش برای این شهر زحمت می کشد. حتی به ما می گفت دست آقای ترابی را ببوسید دیانت این شهر در گرو زحمات او و دیگر روحانیت این شهر است. ایشان تا این حد به این مسائل توجه داشتند.

و خصوصیات دیگری که ذکر آن فرصت جدایی می طلبد.

8 یکی از ویژگی های ایشان تداوم مطالعه، تحقیق و تدبر بود، به راستی چه عاملی باعث می شد ایشان تا آخر عمر این روحیه را حفظ کند؟

چنانچه قبلاً هم اشاره کردم از توصیه های ایشان به فرزندان و بستگان و طلبه ها این بود که هیچ گاه از مطالعه و نوشتن دست بر ندارید، معتقد بود انسان به دنیا آمده است که بیاموزد و این را زمزمه می نمود که :

چنین گفت پیغمبر راست گوی

ز گهواره تا گور دانش بجوی

 ایشان همواره تاکید داشتند که گاهی وقتها آموختن در کتاب ها نیست گاهی افرادی حرف هایی می زنند که درس آموز است و باید از آن بهره برد. وی بارها این را نقل کردند که من در گذشته گاهی سری به مغازه خیاطی مرحوم کربلایی رحمت الله ترابی والد معظم حجت الاسلام والمسلمین استاد حاج شیخ محمد ترابی، می رفتم. کلماتش حکمت بود و درس آموز ، دفتری داشتم و یادداشت می کردم و بعدها آن را برای شاگردانم نقل می کردم. وقتی این نگاه در کسی باشد نتیجه اش این می شود که تا سالهای آخر عمر تحقیق و تدقیق در مطالعه را ادامه بدهد و فقط ایشان در این دو یا سه سال آخر که ضعف شدیدی داشتند توانایی خواندن و نوشتن نداشتند.

9 مرحوم آقا سید مسیح، خدمات اجتماعی بسیاری از جمله در کمیته امداد شهرستان دامغان داشتند. اما بی تردید بخش مهمی از خدمات ایشان به این گونه مسایل شاید مغفول مانده باشد. نقش و تاثیر ایشان در مسایل اجتماعی دامغان را چگونه ارزیابی می کنید.

از آنجا که مرحوم پدر در کنار این مردم یک عمر زندگی کرده بود و مشکلات مردم را با تمام وجود حس می نمود، کمک به محرومین را در اولویت برنامه های خود داشت، به گونه ای که بیشتر آشنایان خانه ما را شعبه دوم کمیته امداد می دانستند و روزی چندین نفر مراجعه می کردند و تاکید داشتند که ناامید از این خانه نروند. پذیرش مسئولیت کمیته امداد هم در همین راستا بود، به خاطر دارم که هر کدام از مسئولین چه کشوری و چه استانی یا شهرستانی که به دیدن ایشان می آمدند و از ایشان درخواست نصیحتی می کردند، بر این نکته تاکید داشتند که محرومین و فقرا را هرگز فراموش نکنید.

همچنین ایشان یکی از تاسیس کنندگان دارالایتام امام سجاد (علیه السلام) به همراه امام جمعه محبوب و مردمی دامغان ، حضرت آیت الله حاج سید محمود ترابی بودند و قبول نمودن هیئت امنایی صندوق قائم(عج) و حسینیه حضرت ابوالفضل (علیه السلام) نیز در همین راستا بود. این نکته هم قابل توجه است که حتی ایشان در وصیت نامه اش تاکید نمود که در مراسم درگذشت من ، بیشتر از طبقه پایین جامعه و محرومین دعوت گردند و تا پایان عمر هم به این نکته توجه داشته است.

10 رابطه و علاقه آقا سید مسیح با فرزند برومندش آقا سید حسن چگونه بود و شهادت سید حسن چه تاثیری در ایشان گذاشت؟

باید اول از رابطه شهید شاهچراغی با پدر گفت که جدای از رابطه پسر و فرزندی رابطه شاگرد و استادی و مرید و مرادی بود. شهید شاهچراغی در مکتب چنین پدری در کنار درس زندگی و دروس حوزوی ، درس مبارزه و انقلاب را آموخت و همواره به این پدر افتخار می کرد و خود را مدیون او می دانست و از او در وصیت نامه اش به عنوان «پدر عالم و عامل» یاد می نمود.

بعد از شهادت سید حسن در بین دوستان و بستگان و رفقای شهید شاهچراغی این مشهود شد که گویا رابطه مرید و مرادی جای خود را عوض کرده بود ، این بار پدر مرید پسر شده بود، از او با تجلیل نام می برد و بارها در جمع دوستان شهید شاهچراغی می گفت که من از او بسیار چیزها آموخته ام. ایشان می گفت سید حسن با شهادت منازلی را پیمود و ما باید لنگ لنگان در منزل اول باقی بمانیم. رنگ و بوی اشعارش بعد از شهادت سید حسن ، عطر دیگری داشت و در شعرهای او عشق به جایگاه شهید و مقام شهادت به وضوح دیده می شد.

11 و نکات دیگر…

در نکته پایانی ، لازم می دانم به نیابت از بیت مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مسیح شاهچراغی ، به ویژه عموی بزرگوار و دانشمندم حضرت آیت الله حاج سید محمد شاهچراغی نماینده محترم ولی فقیه در استان سمنان و عضو خبرگان رهبری ، و پسر عموی ارجمند و گرامی حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج سید علی شاهچراغی امام جمعه محترم شهر ری ، از همه کسانی که در این مصیبت به هر طریقی ما را همراهی نمودند و تسلیت دادند خصوصاً مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی) که همواره به این بیت عنایت داشتند ، روحانیت معظم ، مسئولان کشوری و لشکری، و مسئولان استانی و شهرستانی تقدیر و تشکر کنیم. همچنین از حضور و همراهی مردم  ، علی الخصوص مردم شهید پرور و انقلابی دامغان که با حضور با شکوه در تشییع جنازه ، مراسمهای مختلف در شهرهای دامغان ، سمنان ، پاکدشت، تهران و قم عشق و علاقه خود را به روحانیت به نمایش گذاشتند تشکر و امتنان داشته باشیم.

در خاتمه از همه دست اندرکاران نشریه وزین کویر به ویژه سردبیر محترم و فاضل نشریه جناب آقای طاهری که در طول این چند هفته ، صفحاتي را به این موضوع اختصاص دادند، تشکر می نمایم و امیدوارم که اجر این زحمات را از دستان با کرامت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) دریافت نمایند.

انتهای پیام/

http://damghannameh.blogfa.com/