کربلا به من آموخت، خواهر حُرمت دارد

نوبت شما به نقل از وبلاگ (فائزون): تا آمدم شاتر را بزنم دیدم توی کادر دو نفر ایستاده… یکی با ترس و خجالت، و دیگری با ژستی که یعنی: «با خواهر من چه کار داری؟ من برادرش هستم. حواست باشد!‏» .
7386_590

با آن قد و قامت و پاهای کوچکش پیاده به سمت حرم اربابمان سید الشهدا(ع) می رفت.

دخترک چادرش رو همین‌طور توی صورت کوچک و دوست داشتنی‌اش جمع کرده بود و به اطراف نگاه می‌کرد.

دمپایی‌های بزرگتر از پایش هم بدجور دل می‌برد!

از گروه زدم بیرون تا عکس بگیرم.‌‏

تا آمدم شاتر را بزنم دیدم توی کادر دو نفر ایستاده.

یکی با ترس و خجالت، و دیگری با ژستی که یعنی:

«با خواهر من چه کار داری؟ من برادرش هستم. حواست باشد!‏» .

آری او برادر آن دخترک بود.

دوربین را گرفتم کنار و لبخندی زدم و بعد این عکس‌ها در حافظه‌ی دوربینم ثبت شد.

 

http://faezun14.blogfa.com/post/15

درباره

کلیک کنید

بیت کوین در آینده و ارزهای دیجیتال و رمزنگاری شده

محققان دانشگاهی در دانشگاه تگزاس حداقل نیمی از افزایش بیت کوین را به قیمت پائین ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *