نوامبر 30, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

فضای مصاحبه

نوبت شما به نقل از وبلاگ “سرو قامتان دامغان ” نوشت:  اولین بار که پرسان پرسان به این خانه رسیدم، برگ­های بوته انگور سبز و طردی که به روی در و دیوار ریخته بود، نظرم را جلب کرد.

در را که حاج آقا باز کرد و قدم به حیاط گذاشتم، در زیر سایه­بان چفته انگوری قرار گرفتم که پر از انگور و شاخ و برگ بود. پس از احوال­پرسی حاج آقا چند قدم جلو رفتند تا راهنمایی کنند. حاج آقا سرگرم خوش و بش با همراهان شد و من حیفم آمد تا مزه انگورهای دانه درشت را نچشم. دانه­های انگور آبدار زیر دندانم چرق چرق صدا می­کردند و به آزمایش بیشتر تشویق می­شدم. پس از این چفته انگورِ پنج شش متری ، چشمم به درخت انجیری افتاد که در طرف دیگر باغچه کاشته شده بود. مثل خرمنی بود که جای جای آنرا با انجیرهای رسیده آبدار و شیرین تزیین کرده بودند. چند دانه انجیر را هم آزمایش نکرده بودم که کاهگل دیوارهای حیاط، بند کشی آجرهایی که چون قابی کاهگل­کاری­ها را در بر گرفته بود، دو تختخواب چوبی بزرگ و  سلیقه­ای که در آجر کاری کف حیاط به کار رفته بود مرا گرفت. وارد خانه پذیرایی که شدم با آنکه بیست متر مربع هم نبود ولی سقف گنبدی خشت­پوش که زیر گچ پنهان شده بود، پاکارهای حدود یک متر که این سقف را تحمل می­کردند، نمدهایی که خانه را فرش کرده بود و کتابهای جدید و قدیمی که در کتابخانه دو طرف چیده شده بود، هماهنگ با حیاط و متعلقاتش به نظرم آمد. ( این همه زیبایی با هزینه­ای نا چیز فراهم شده است منتهی با ذوقی خاص.) در چنین فضایی بارها خدمت حضرت آیت­الله رسیدیم تا این اثر شکل گرفت.