آگوست 14, 2022

نوبت شما

باشگاه وبلاگ نویسان استان سمنان

پرواز با عشق

نوبت شما به نقل از وبلاگ “پاتوق وبلاگ نویسان شاهرود” نوشت: پرسیدم با وجود  اینکه نا حالا این  همهء صحنه های دلخراش دیدین پیش اومده یه صحنه بیش ازبقیه اذیتتون کنه؟ پاسخ داد بله و مربوط  میشه به دیدن خودرویی با سرنشینان کاملا” سوخته  .

پلیس

هفتهء نیروی انتظامی بود از پرسنل این نیرو که درقسمتهای مختلف مشغول 

خدمت هستن تجلیل و قدردانی شد تصمیم گرفتم برم سراغ بچه های خوب و

با صفای امداد هوایی که یا ازشون یادی نشدو یا اگر هم شد اصلا”تناسبی با 

خدمات سخت و طاقت فرسای این عزیزان نداشت .

با راهنمایی نگهبان مسیر خودم  رو از لابلای درختان فضای سبز بیمارستان 

امام حسین(ع) شاهرود به سمت محل استقرار گروه امداد هوایی پیدا کردم 

درست پشت بیمارستان ساختمانی در حد یک واحد مسکونی کوچیک .  زنگ 

آیفون جلوی  درو  زدم  جوانی نسبتا” قوی هیکل  درو  برام باز کرد  خودمو 

معرفی کردمو وارد ساختمان شدم یک راهروی باریک و بعد یک میز پینگ پنگ 

که برای  پر کردن اوقات فراغتشون  اونجا  گذاشته بودن . روبروی راهرو  در 

اتاقی باز بود و آقای عبدلی تکنسین  فوریتهای پزشکی گروه  پشت کامپیوتر 

مشغول کار بود با دیدن من اونیفورم سفیدشو پوشیدو به استقبالم اومدابتدا

از اینکه وقت استراحتشونو  میگیرم عذرخواهی کردم  و  بعد  علت حضورمو 

براشون گفتم  سر صحبت باز شد دوستان کادر پروازی هم یکی یکی اومدنو 

به جمعمون  پیوستن یکی از اونا نفر  کناری منو  تحت  عنوان  سرهنگ خلبان 

معرفی کرد تواضع سرهنگ به حدی  بود  که  اگه معرفی نمیکردن هرگز قادر 

به تشخیص ایشون ازبقیهء کادرپروازی نبودم . تا پیش از این تصورم این بود 

 کادر امداد هوایی به همراه خانواده هاشون درشاهرود سکونت دارن ولی با

شنیدن  صحبتهای سرهنگ فهمیدم  که  این  عزیزان روزهای متمادی  دور از 

همسر و فرزندانشون میان شاهرود و ماموریتهای محوله رو انجام میدن .

آقای عبدلی از حساسیت کار پرواز و انتقال مجروحین صوانح جاده ای میگفتو 

بقیه هم تایید میکردن . میگفت گاهی تعدد  مجروحین و  فشار کارشون باعث

میشه تکنیسین پرواز  هم  بیاد  وردست ایشونو توی کار درمان کمک کنه. از 

سختی رگ گرفتن از مجروحین بالای آسمون با وجود تکانهای هلیکوپتر میگفت

از اینکه در حال پرواز یهو فرد مجروح بعلت درد شدید پا شده و با کادر پروازی 

درگیر شده . از اینکه مجروحینو با جی سی اس پایین تحویل میگیرنو باید زنده

به بیمارستان برسونن . 

از اقای عبدلی پرسیدم با وجود  اینکه نا حالا این  همهء صحنه های دلخراش 

دیدین پیش اومده یه صحنه بیش ازبقیه اذیتتون کنه؟ پاسخ داد بله و مربوط 

میشه به دیدن خودرویی با سرنشینان کاملا” سوخته  .

به اعضای گروه امداد هوایی گفتم با اینکه حقوق و مزایای دریافتیتون تناسبی 

با کار سخت و پر مخاطرهء شما نداره چی باعث میشه با عزم و ارادهء قوی به 

کارتون ادامه بدین ؟ باتفاق گفتن (( عشق )) عشق خدمت به مردم عزیزمون .

اگه  اعلام  وقوع یک حادثه در جاده  صحبتمونو نیمه تمام  نمیذاشت  هرگز از 

مصاحبت با این جوانان جان برکف خسته نمیشدم رفتم کنارباند هلیکوپتر و اونا 

رو با دعای خیر وگرفتن چند تا عکس از لحظهء پرواز بدرقه کردم .

تقدیم به شما 

 

 

 

 

امید – پاتوق وبلاگ نویسان شاهرود

انتهای پیام