روایت واقعی از یک سردار گمنام

نوبت شما به نقل از وبلاگ“بصیرت” نوشت:در میانه ی راه، یک خمپاره خورد وسط ستون که تعدادی از بچه ها را زخمی کرد. در آن ظلمات شب که چشم چشم را نمی دید، از اوضاعِ...