بهار و امام زمان (عج) در گفتاري از استاد پناهيان

نوبت شما به نقل از وبلاگ “بصیرت بسیجی” نوشت:

و قتي عيد نوروز فرا مي رسد، شكرگزاري براي طبيعت ضمن اينكه شيرين است، اتفاقاً روش عاشقان هم هست. بنده فكر مي كنم عيد نوروز بيشتر از اينكه يك فعاليت اجتماعي سنّتي باشد، اتفاقي است كه خيلي زيباترش در دل عاشقان مي افتد.

قشنگ ترترين سفره هفت سين را در دل عاشقان پهن مي كنند. آيا مي شود عاشقي باران بهاري را ببند و هواي خوش بهاري را استشمام كند به ياد مهدي فاطمه نيفتد؟ اين عطر، عطر آقاست. در يك روايت امام صادق عليه السلام مي فرمايد: “هر وقت روز اول بهار مي شود، ما ياد فرج مهدي فاطمه مي افتيم”.

كسي با محبّت مخالفت ندارد و آثار گرانبهاي آن را انكار نمي كند. همين محبّت است كه انديشه انسان را نوراني مي كند و توجه انسان را به باطن و حقيقت هستي راه مي دهد. آنگاه است كه انسان با عينك دقيقي به اطراف نگاه مي كند و يا حتي بدون عينك و حجاب؛ بدون اينكه علايق مختلف بخواهند رنگي به ديدگان انسان بزنند،‌ اين محبّت، بصيرت و عمل و هم حال زندگي كردن و نشاط بندگي كردن مي دهد.
همه اينها را مي دانند. حتي كساني كه پر پرواز ندارند. ولي مشكلي كه وجود دارد، اين است كه همه مي پرسند: ما چطور به اين محبت دسترسي پيدا بكنيم؟ 


ما دو تا راه داريم يكي دوام ذكر است. و ديگري محبّت. 


آب كم جو تشنگي آور بدست تا بجوشد آبت از بالا و پست


در فضاهايي بنشينيم كه توصيف عاشقي را بشنويم. تحقير دلهاي تهي از عشق و محبت را مرور كنيم و زمزمه كنيم، حسرت چنين لحظات زيبايي را بخوريم. چون اين راهها همت مي خواهد و همّت از كسي بر مي آيد كه در اين راه زياد تشنگي و حسرت كشيده باشد. اين راه براي هركس رفتني نيست. اصلي ترين نكته هم بدست آوردن اين تشنگي و حسرت است. احساس حسرت كردن از اينكه چرا مراتب بالاي محبت را ندارد. بعضي ارتزاق روحي شان وابسته به ديدن اوست. آنچه عامل نفس زدن و باعث ضربان قلبشان است، اين است كه جمال دلآراي آقايشان را ببينند. واقعاً مي گويند كه نمي شود بدون تو سر كرد. نه فقط از نظر اجتماعي، ‌بلكه او از نظر شخصي خودش مي گويد “بي تو به سر نمي شود” و وقتي مي بيند موانع هست و بالاخره سنت الهي تعلق گرفته كه آقا پشت پرده غيبت باشند، آنگاه اين غصه او را مي كشد و حرارت اين داغ، زندگي او را به آتش مي كشد. 

آري،‌ بايد تشنه عشق شويم، چون اين چيزي نيست كه ارزان به هركس بدهند، بايد اين تشنگي را پيدا كنم كه چه كار كنم آدم خوبي شوم. يك پيشنهاد، مثلاً برويم جبهه مناطق عملياتي كه در آنجا خاكها با آدم حرف مي زنند. آنجا بيش از هر جاي ديگري آرزوي عاشقي در دل انسان شعله مي كشد. مي گويند عشق معجزه مي كند، خون عشاق ببينيد چه مي كند؟! بعد كه خيلي آرزومند شديم و پي به حقيقت عشق برديم، ‌آنگاه اگر ذره اي مهر آقا در دل كم شود، احساس خسران و سقوط به انسان دست مي دهد. 

يكي از راههاي بدست آوردن اين عاشقي، مهرباني به ديگران است. چون چيزي كه سدّ‌ محبت و مهرورزي به آقا در حدّ عاشقي است، ‌آن حبّ نفس است،‌ چون آدم خود خواه عاشق شدني نيست. اين خودخواهي را بايد جايي ذبح كرد. 


تو خود حجاب خودي حافظ از ميان برخيز


اينها از لوازم عاشقي است، ‌ولي چطور خودخواهي را از بين بريم؟ راه خيلي روشني دارد. سعي كنيم به گفته امام علي عليه السلام اين راه را به قدر طاعت و امكاناتت طي كنيم. اين راه اگر در نظر انسان سبك جلوه كند، نمي شود. انسان بايد با سر برود، نه با تأني؛ يك وقت ديدي با تأني نشد.
جزء كساني نباشيم كه عيدشان يعني شادي خودشان، بلكه جزء آدمهايي باشيد كه عاشق پيشه اند. عيدشان يعني شادي ديگران. چون در منطقه و مرحله شادي زياد خطر خودخواهي وجود دارد. اما اين خوشحالي خيلي عمق ندارد، ممكن است وسيع باشد، ولي عمق ندارد. نمي شود در اين خوشحالي غوّاصي كرد و امواجش را احساس كرد.
وقتي عيد نوروز فرا مي رسد، شكرگزاري براي طبيعت ضمن اينكه شيرين است، اتفاقاً روش عاشقان هم هست. بنده فكر مي كنم عيد نوروز بيشتر از اينكه يك فعاليت اجتماعي سنّتي باشد، اتفاقي است كه خيلي زيباترش در دل عاشقان مي افتد. قشنگرترين سفره هفت سين را در دل عاشقان پهن مي كنند. آيا مي شود عاشقي باران بهاري را ببند و هواي خوش بهاري را استشمام كند به ياد مهدي فاطمه نيفتد؟ اين عطر، عطر آقاست. در يك روايت امام صادق عليه السلام مي فرمايد: “هر وقت روز اول بهار مي شود، ما ياد فرج مهدي فاطمه مي افتيم”. 

چرا بهار را عيد نگيريم؟! وقتي بهار قشنگ ترين چيزي است كه ما را ياد يوسف فاطمه مي اندازد؟ آرزويمان اين است كه لبخند آقا صاحب الزمان (عج) را ببينيم “متي ترانا و نراك”. بهار برويد كوه، سبزه زار و ازاين نسيم انرژي بگيريد و استفاده كنيد. يك گوشه اي در سبزه زار بين الطلوعين بنشينيد دلي صفا بدهيد. آنجا جاي دعاي عهد خواندن و ندبه است. عرفاي ما بهار را مال خودشان مي دانسته اند. كدام عارفي بهاريه نداشته؟ حاجي ها عيد قربان هر جا هستند، قرباني مي كنند، اما اصل عيد قربان مال حاجياني است كه در مكه هستند. اصل عيد بهار وقتي است كه مهدي (عج) بياييد

.

وقتي به آسمان پر ابر بهاري و بارانش نگاه مي كنند چه چيز در ذهنشان تداعي مي شود؟ 


شد رعد و برق ابر من يعني سر آمد صبر من
باران كه مي بارد بيا من را تو رسوا كرده اي 


باران بهاري ترجمه ديگري جز اشك فراق يار ندارد…

اللهم عجل لولیک الفرج

انتهای پیام

5 پاسخ

  1. فریدون گفت:

    خیام…ناکرده گنه دراین جهان کیست ربی..آنکس که چون توپاک زیست کیست ربی.؟گرمن بدکنم وتوبدمکافات دهی .،پس فرق میان من وتوچیست ربی.شعرعرفانی خیام درباب رحمت الهی است.

  2. نوبت شما گفت:

    انتشار در سایت حرف تو:
    http://harfeto.ir/?q=node/41216

    انتشار در سایت افسران جوان جنگ نرم:
    http://www.afsaran.ir/Link/891664

    انتشار در سایت کلوب دات کام:
    http://www.cloob.com/u/vadehsadegh/117209620

  3. نوبت شما گفت:

    انتشار در گلدون وبلاگی شماره 20- ویژه بهار:
    http://www.nobateshoma.ir/?p=29863

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *